شگفتيهاي عشق
مهربانم امروز يه چيزي فهميدم كه باورم نمي شد
مهرباني به خاطر يه حساسيت ساده مهربانويش را رها كرده بود
و خيلي فكر كردم در مورد به جا بودن يا نبودن اين دليل رهايي اما به هيچ جايي نرسيدم
اون مهربان مشكلاتي داشت كه اصلا قابل گذشت نبود گاهي خوب است بعضي آدمها قبل از تصميم گيري در مورد ديگران سري به خودشان هم بزنند
امروز حالم گرفته نبود فقط مي خواستم بدانم چرا بعضي ها خودسرانه تصميم مي گيرند ؟
دلم نمي خواست غمي را با خودم به سال آينده ببرم در حال تفكر بودم كه مسئله اي ديگر توجهم را جلب كرد فروشنده اي كه هرگز از ريالي نمي گذشت به خاطر اينكه خود را كامل مي ديد از چندين اسكناس گذشت و نگرفت
با خودم انديشيدم چرا بي نگاهي بعضي آدمها را دلرحم مي كند بعضي ها را دست به جيب ؟ در حاليكه هرگز نمي فهمند هر انساني براي خودش يك شخصيت قابل احترامي دارد و گذشتن از حريم شخصي هر كسي يك توهين جدي به شخصيت اوست
آري او علنا به شخصيتم توهين كرد اما من اين بار ناراحت نشدم چون فهميدم او گناهكاريست كه با اين روش گناهكاريش را فرياد مي زند
خدايا به گناهكارانت بفهمان ممكن است با اين كار ها گناهانشان چند برابر شود
خلاصه مهربانم ديگر از باطن ناقص ديگران پريشان نخواهم شد چون تازه به اين نتيجه رسيده ام كه خداي من مي خواهد به من نقص درون آدمها را نشان بدهد
خدايا ممنون كه مي توانم بفهمم چه كساني باطنشان ناقص است
در سال آينده تصميم دارم فرا تر از حريم دستنوشته هايم قدم بردارم شايد بتوانم به باطن ناقص خيلي آدمها كمك كنم تا به خودشان بيايند
خدايا ممنونم كه تمام تيرگي ها را از دلم پاك كردي و با سالي كه گذشت با خودت بردي به اميدي كه سال آينده به تمام آرزوهايم برسم اگر تو بخواهي
و امروز فهميدم ليلي ها سرفه نمي كنند مجنون ها گريه نمي كنند