عشق فیلمی
چند وقت پیش
دو تا جوون دهه هشتادی داشتند با هم حرف می زدند
دختره به پسره گفت
ما چند وقته با هم دوستیم اصلا دوستم داری یا نه ؟
مشخص نیست پایان این رابطه چی میشه
پسره یه کمی فکر کرد :
حالا که هستیم تا ببینیم در آینده چی پیش میاد
دختره با تعجب :
یعنی چی حالا که هستیم ؟
سنمون میره بالا خوب پیر میشیم , دوستم داری یا نه ؟
پسره با غرور خاصی :
والا هنوز در موردت فکر نکردم هر چی مامانم بگه
دختره با ترس :
یعنی اگه بگه نه تو هم منُ نمی خوای ؟
پسره با مکسی ادامه داد :
اگه بگه نه رابطمون تموم میشه
دختره با غمی گفت
پس احساس من چی میشه ؟
پسره قهقهه ای زد :
برو بابا احساس کیلویی چند ؟
دختره تموم غمشُ ریخت توی صداش و با صدای گرفته ای گفت :
میشه فیلمی , الکی , بهم بگی دوستم داری ؟ عاشقی فیلمیشم قشنگه
پسره با ادا گفت
عشق فیلمی دیگه چیه ؟
دختره گفت
مثل توی فیلما بگی من خیلی دوسِت دارم ولی باید با مشکلات زیادی بجنگیم پایه ای دست به دست هم بدیم تا تهش بریم ؟
پسره گفت
من اهل جنگ منگ نیستم تو بری فردا با یکی دیگم
یه لحظه دیگه صداشونُ نشنیدم
با خودم فکر کردم و گفتم :
چقدر این جمله به دلم نشست
کاش آدما یه وقتایی فیلمی هم شده همدیگه رو دوست داشته باشند
الکی هم شده دلگرمی هم باشند
بعضی وقتا عاشقی از نوع فیلمیش فریب دادن دیگران نیست
گاهی یه حس خوب میشه راه نجات یه نفر برای برگشتن به زندگی
یه وقتایی فیلمی هم شده عاشق آدمای رنج کشیده ی نا امید بشید
مطمئنا یه جایی توی آینده محتاج همین عشق فیلمی الکیِ به درد نخور خواهید شد
به نظرم عشق فیلمیشم قشنگه
