عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

مناجات تحویل سال

الهی در لحظه های تحویل سال

خدا دعاهاتونو بشنوه

و به ثانیه ای بر آورده کنه

در سال گذشته با حمایت های پرمهر شما مخاطبین عزیزم

تونستم دوباره به زندگی برگردم

امیدوارم خدا در سخت ترین لحظه های زندگی حمایتتون کنه

عاشقتونم ؛ بمونید برام

برای شنیدن

این اجرا وارد لینک زیر شوید

نویسنده , اجرا و تنظیم : فهیمه رجبی

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  بیست و نهم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

بی بهار

به گذشته های دور که فکر می کنم
تو در تک تک خاطراتم هستی
تو سنگ صبور لحظه های سختم
تو تکیه گاه شکستهایم
تو اصلا در تمام گذشته ام چیز دیگری بودی
حالا که نیستی
باور نمی کنم
رفته ای که دیگر نیایی
باور نمی کنم
یکدفعه این کابوس از کجای زندگیم بیرون آمد

و دل آرامم را اسیر طوفان کرد
باور نمی کنم , یعنی نمی خواهم بپذیرم
که تو قرار است دیگر نباشی
محبوبم
یادت هست
چه قرار هایی با هم داشتیم ؟
یادت هست
قول دادی
باز هم لحظه های خوب برای هم بسازیم ؟
یادت هست وقتی سرم روی شانه ی تو بود
خندیدی و گفتی
بعد از من به کدام شانه تکیه می زنی ؟
همان وقت بود که دلم لرزید

و بیم از دست دادنت آرامشم را از من گرفت
حالا هنوز مالک افکار خوب و بد زندگیمی
مگر می شود
یک نفر بیاید
بشود تمام زندگی دیگری
یکدفعه برود و بگوید خواست خدا بود ؟
می گویند
خواست خدا هیچوقت بد نیست
اگر بد نیست
چرا هنوز پریشانم ؟
اگر بد نیست
چرا هیچ راهی برای تسکین درد وجودم پیدا نمی کنم ؟
چرا نمی توانم بپذیرم
آدمی که قرار است برود بالاخره یک روز می رود ؟
ولی
عزیز ترین دارایی زندگیم
این سال برای همه تازه می شود
برای همه نو می شود
اما فقط من , سال جدیدم بی بهار شد

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

دلتنگم


محبوبم
وقتی نیستی
چرا نگران لحظه های نیامده ام ؟
چرا باور نمی کنم رفته ای که نیایی ؟
چرا هنوز به انتهای جاده ی رفتنت دلخوشم ؟
محبوبم
این عشق
از کجای قصه ماندگار شد ؟
از کجای قصه خودمان نبودیم ؟ جنگ شد فقط بین دلها
ما که اسیر اتفاقات روزگارمان بودیم
یکدفعه
یک جایی از زمان
دلهایمان بی خبر از ما دستهایشان را به هم زنجیر کردند
میدانم در آن سوی جهان من هستی
اما انگار فاصله ها از این همه بی تابی خسته شده اند
رفته اند برای همیشه
انگار همینجایی
انگار بعد از سالها ی فراق دوباره سرم روی شانه ی توست
زیر گوشم نجوا می کنی
خستگیهایت به جان و دلم , نگران هیچ تلاطمی نباش
آمده ای که برایم از روز های رفتنت که نه
از لحظه های ماندن بگویی
راستی
فهمیده ای
که دلهایمان انگار با هم عهد بسته اند ؟
چه دلیلی می تواند داشته باشد
این همه دوستت دارم های منعکس شده در جهان ؟
حالا باور کرده ام
که عشق ما ماندگار شده
چه بخواهیم چه نخواهیم
عزیز ترین محبوب روزگارم
کاش می دانستی چقدر دیوانه وار دلتنگ تو هستم

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۸ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

خانه تکانی دل

در اتاقم دوری می زنم

غبار تمام وسایل اتاقم را پر کرده

دستی بر شیشه ی پنجره می کشم چه غباری بوی خاک نمیدهد

بوی تمام خستگی هایم تمام تنهایی هایم تمام انتظارم را می دهد
پرده را کنار می زنم تا نوری که مدتها از آن غافل بودم وارد اتاقم شود

چقدر تابش نور خورشید زیباست تمام اتاقم را روشن کرده آری بعد از مدتها پرده ی خشم را کنار زده ام

نور مهربانی دوباره در اتاقم می تابد باید همه ی اتاقم را گرد گیری کنم

از همه ی بدی ها از همه ی چه کنم ها از همه ی آنچه که جوانیم را سپری کرد

از همه ی آنچه که مرا از خودم گرفت

برای عید برای روزی نو اتاق ذهنم را آماده کنم

چرا که
عید نزدیک است بهار پشت در خانه ی ذهنم ایستاده

مجال ورود می خواهد

پس برای ورود میهمان عشق باید وجودم را از همه ی خستگی ها بزدایم

برای شروع بهاری پر از عشق دست به کمر می زنم

و از جا بلند می شوم و می گویم
یا علی مدد

+ نوشته شده در  بیست و سوم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

دنیای پنهونی


گاهی برای دوست داشتن بعضی ها دچار تردید می شوید
نمیدونی باید دوستشون داشته باشی یا نه
انگار تا وقتی احساستو بهشون نمیگی دوست داشتنی ترند
به خاطره همین باطن پنهان آدمها
اسیر تردید میشی
از گفتن
به قول خودم
همین کلام ساده ی دوستت دارم
دنیاتو به هم میریزی
دنیایی که با ناگفته هات هر روز زیباترش کردی
بعضی آدما وقتی می فهمند
یه نفر دنیاشو با وجودشون ساخته
باطن پنهانشونو نشون میدن
مغرور میشند , با جرات میشند
گاهی هم تعجب می کنند از اینکه
در حد و اندازه ی طرف نیستند
با خودشون دائما تکرار می کنند
چه دلیلی داره ؟
گاهی به خاطره همین فکر ها
نمیتونند رفتارشونو کنترل کنند
هر حرفی رو میگند
هر رفتاری رو از خودشون نشون میدن
خلاصه دنیای پنهونی بعضیا خیلی قشنگتر از واقعیت هاست
کاش یاد بگیریم
ظرفیت احساس های ناب دیگران را داشته باشیم
راستی اگه یه روز کسی بفهمه
سالهای طولانی یه نفر دوستش داشته اما نگفته
چی میشه ؟
لطفا بهم بگین اگه شما چنین اتفاقی را تجربه کنید
چه کار می کنید ؟

+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

بی پناهی


محبوبم
برای جاده های گذر نکرده , برای سفر های نرفته
برای خنده های سر به فلک کشیده نشده , برای حرف های نزده
نگران نیستم
همه ی این ها رو میشه یه روزی یه جایی
با یه نفر ؛ با یک همسفر تجربه کرد
اما
وقتی آغوش امن
کسی رو از دست بدی
که میدونی شاید هرگز نتونی یکبار دیگه
به خاطرش به آرامش برسی
زندگیت سخت میشه
محبوبم
تو پناه زندگیم بودی
تو تکیه گاه محکم روزای سختم بودی
به داشتنت افتخار می کردم
چون میدونستم
وقتی هستی حال دلم خیلی خوبه
به داشتنت افتخار می کردم
چون بی ریا دوستم داشتی ؛ بی تردید دوستت داشتم
حالا
امن ترین پناه زندگیم نیست
حالا مهربونترین آدم زندگیم نیست
تو اصلا نمیتونی بفهمی چی میگم
چون بی پناهی نکشیدی
باور کن همین قدر
خسته و تنهام

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

رفیق زندگی


گاهی وقتها آدمها به دنبال هدف دیگری هستند
که تو نمی دانی
گاهی وقتها باید باور کنیم
هر سلامی نشانه ی
لطفا شریک زندگی من شو نیست
گاهی آدمها به رفیق زندگی بیشتر از شریک زندگی نیاز دارند
من فکر می کنم
انتخاب رفیق زندگی سخت تر از شریک زندگیست
محبوبم
از کلام این روز های من تعجب نکن
بعد از همه ی این سالها و اتفاقات سخت زندگیم
فهمیدم تو میتونی بهترین رفیق زندگیم باشی
تا حالا
اگر نبودم اگر نخواستم
به خاطر این بود که
تو توان تحمل یاوه گویان دچار فقر فرهنگی را نداشتی
به خدا قسم
در تمام این سالها
لحظه ای شکستنت را نخواستم و نمی خواهم
حالا
چنین مبارک بادی را از ته قلبم برایت آرزو کردم
چون تو تنها کسی بودی
که به خاطر بی نگاهی از من دوری نکردی
به خاطر بی نگاهی به احساسم توهین نکردی
تو تنها کسی بودی
که هر بار
به سراغت آمدم
با کلامت آزارم ندادی
مثل یک رفیق بی منت به حرفهایم گوش دادی
شاید بپرسی
در همه ی لحظه های سخت زندگیم
چرا در اولین قدم میومدم سراغ تو
چون هر بار با سکوت هایت , با کلامت رفاقتت را به من ثابت کردی
شاید تا به حال به خاطر افکار مسموم خیلی ها
یا به خاطر به خوشبختی رسیدن تو
بی خیال بودنهایت شدم
باور کن
من در سخت ترین و غیر قابل تحمل ترین لحظه های زندگیم
فقط با یک پیام از طرف تو آروم میشدم
تنها رفیق خوب کل زندگیم
امیدوارم یه روزی خبر خوشبختیتو با هر کسی که واقعا دوستت داره را بشنوم
مطمئن باش
همون روز خدا را به خاطر اینکه خوشبختی را نسیبت کرده شکر خواهم کرد
خلاصه از من دلگیر نشو
چه در دوران بی نگاهی
و چه حالا که بی نگاهی قصد رفتن داره
تو فقط درون قلبم یک رفیق زندگی بودی
به امید روزی که مهربونترین مهربانوی دنیا شریک زندگیت بشه
لطفا مراقب خوبیات باش
تقدیم به تنها هیچکس زندگیم

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  دهم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

معلم عشق


محبوبم
خبر داده اند از دیار من رفته ای
وقتی میگم تو آدمی که من عاشقش بودم نیستی قبول کن
آدمی که من عاشقش بودم
تک تک لحظه های سختم را به خاطرش تحمل کردم
آدمی که برایم امیدواری بود نه نا امیدی
آدمی که جایگاهش را در سخت ترین و غیر قابل تحمل ترین

اتفاقات زندگیم , به دیگری ندادم
تو نیستی
چون آدم روزهای خوش زندگیم رفتن بدون خداحافظی را بلد نبود
آدم آن روزهای من بی وفایی بلد نبود
آدم سالهای دور من کسی بود که عشق را به من آموخت
پس کسی که معلم عشق من بوده جفا کردن بلد نیست
امروز از بس پریشون بودم دوست مشاورم به من گفت
آدمی که

بدون خداحافظی میره قصد موندن توی مقصدشو نداره
گفتم
آدمی که

دلش یه جا باشه , خودش یه جای دیگه , عاشق نیست
پرسید
اگه دوستش نداشتی

چرا بهترین خبر زندگیتو اول به اون گفتی ؟
گفتم
امان از وقتی که دل و زبونت یکی نباشه
اون روز بعد از رفتنش تا نیمه های شب در خودم فرو رفتم
بر سر دل و زبونم فریاد زدم و گفتم
شما ها که میدونید
آدمی که به راحتی دروغ میگه
آدمی که دوست داشتن بلد نیست
آدمی که خداحافظی بلد نیست
یعنی داره فریاد می زنه
آی دوستت ندارم برو دنبال زندگیت
دیروز به کسی که دوستش نداشتم گفتم
هنوز دوستم داری
گفت
همیشه داشتم
گفتم می خوام از حالا بهت فکر کنم
گفت
دوباره گذاشته رفته ؟
گفتم کیی؟
گفت
همون قهرمان دلنوشته هات
گفتم کسی نیست و نبوده
گفت
آدمی که دلش یه جای دیگست عاشق من نیست

حالا به کارما اعتقاد عجیبی دارم

و امروز
در لحظه های فراق تو
در این بحبوحه ی زمان
خودم را در آغوش گرفته ام
چرا که
دیگر هیچکسِ من اینجا نیست,
تقدیم به تنها هیچکس زندگیم

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  هشتم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۳ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

بازم برف


دیشب تا صبح برف بارید
بارید و بارید
دلم هوای تو را می خواست
همون لحظه هایی که با هم کنار پنجره رو به حیاط می ایستادیم
دست منو می گرفتی و با انگشتم روی بخار شیشه قلب می کشیدی
همیشه تعجب می کردم
که چرا قلب های کشیده شده
مثل همه ی تصویر های قلبی شکسته نبود , غمگین نبود
بعد زیر قلب با انگشت خودت می نوشتی
این قلب تموم زندگی منه
بهت می گفتم
میدونی چرا عاشق روزای برفیم ؟
می گفتی نه
چند قدم ازت دور می شدم فریاد می زدم
برای اینکه
دوباره چند قدم دور تر می شدم و بلند تر فریاد می زدم
برای اینکه تو , تو , تو رو همنشین احساسم کرد
دنبالم می دوییدی و می گفتی
تا آخرین لحظه ی زندگیم دنبالت میام
دیشب وقتی برف می بارید تو نبودی
سرم را به شیشه تکیه دادم و با اشک نوشتم
دیدی بالاخره قلب احساس ما هم شکست ؟

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  هفتم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

وقتش که برسه


این چند روز بهترین روز های بعد از سوگ عظیمم بود
25 بهمن روز عشق , کتابم منتشر شد
امروز هم دریافتش کردم
وقتی کتابم را توی دستم گرفتم
انگار دنیای سختی هایم زیر و رو شد
این همه سال سختی کشیدم
حالا درست زمانی باید به بزرگترین آرزوی زندگیم برسم
که دلیل آرامشم ؛ مبنای موفقیتم , تنها سنگ صبور زندگیم
مادرم نیست
مامان خوبم
ممنون که کنارم ایستادی و قدم به قدم تا موفقیت اومدی
مامان مهربونم
بهترین مادر دنیا
تو هنوز هستی , تو هیچوقت از دنیای من نمیری و نرفتی
خودت میدونی عاشقت بودم ؛ عاشقت هستم و همیشه عاشقت خواهم بود
و واقعا
بی خیال آدمایی که نخواستند , نذاشتند
حالا باور دارم که مثل همیشه
هنوز دو تکیه گاه محکم دارم
خدای خوبم و مادرم
وقتی نگاه این دو همراهم باشه
من باز هم خوشبخت ترین آدم دنیا خواهم شد
خدایا عاشقتم بی منت , بی تردید

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۳ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

وطنم


امروز پیام جالبی از یک اداره دریافت کردم
نوشته بود
مشترک گرامی اگر مبلغ قبض خود را پرداخت نکنید خدمات مورد نظر را قطعش می کنیمااااااا
خخخخخ
با خودم گفتم ببین به کجا رسیدیم
به یاد بچگی ها افتادم که می گفتیم
بزنی می زنماااا
خخخخخ
اگر میشد جواب می دادم بهش میگفتم
بدونِ این حرفها هم واریض می کردماااا
حالا چته انقدر عصباااانییییی؟
خخخخخ
خلاصه
به نظرم وضع هر روز از روز قبل داره بدتر میشه
حالا به کجا می خوایم برسیم
خدا میدونه
امروز دلم برای اوایل انقلاب تنگ شد
گرونی نبود , مشکلات اجتماعی انقدر زیاد نبود
یادمه
با یک 5 تومانی یک بسته شکلات می خریدم
حالا شکلات دونه ای 50 هزار تومان هم نیست
اون روزا فقط
دغدغمون تموم شدن جنگ و برگشتن جوونای سرزمینمون را داشتیم
خبری از مشکلات اقتصادی نبود
آب و گاز هیچوقت قطع نشد
فقط قطعی برق زیاد بود که اونم به خاطره مشکلات جنگ بود
آدمای سرزمینم دلشون واقعا خوش بود
هیچکس به راحتی از دیگری دلگیر نمیشد
انگار جنگ که تموم شد
همه ی خوشیها پر کشید
انگار عوارض جنگ آرامش و آسایش ملت را با خودش برد
امیدوارم روزهایی بیاد که

هیچوقت در هیچ کجای جهانم
جنگ و خونریزی نباشه
امیدوارم دوباره برگردیم به روز ها و لحظه های خوش سرزمینم
ایران من طاقت بیار
روزها و لحظه های سخت تموم میشند
ایران من
دوباره دلت شاد خواهد شد
دوباره غمها به فراموشی سپرده خواهند شد
ایران من تو هنوز خدایی داری
که محافظ تک تک ملت مظلومت هست
پس خدایا مراقب ملتم باش
ما جز تو هیچکس را نداریم
ایران من همیشه افتخار آفرین بمان

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  دوم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |