آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما
چند روز پیش فلان مسئول حمایت از معلولین در سطح بین الملل سخنرانی کرد
چند با راین سخنرانی را بررسی کردم
از اول به آخر از آخر به اول
خخخخ
آخرش نفهمیدم این سخنرانی در مورد معلولین ایرانِ یا یه کشور دیگه
گفت
قوانین بین المللی معلولیت در کشور ما کامل اجرا میشه و معلولین مشکل معیشتی ندارند
خخخخخ
کدوم رفاه ؟
نه یه مرکز تفریحی مستقل داریم که حوصلمون سر رفت بریم اونجا
یه کمی از منت گذاری و نچ نچ و برخورد های بد جامعه دور باشیم
نه اینکه از نظر معیشتی استقلال داریم
آخه شما به این معلولینِ میلیون ها کیلومتر زیر فقر
میگین قشر مرفه؟
آخرش هم گفت
مقصر اصلی آمریکاست
خخخخ
از یه دوست معلول اروپا نشین پرسیدم
چرا توی همه کشورا کل امکانات خدماتی و اجتماعی برای معلولین رایگانِ ؟
گفت
برای اینکه توی این کشورا هر کسی با هر شغل که خدماتی را باید به شهروندان ارائه بده
باید در هفته یک روز خدماتش برای معلولین رایگان باشه
این روز رایگان هم در روز های هفته تقسیم میشه
حالا شرکت خدمات منزل باشه یک روز , خدمات حمل و نقل باشه یک روز
و اینطوری جامعه هست که به معلولین خدمت می کنه
گفتم
فلان مسئول میگه ما در رفاهیم
خندید و گفت
اگه در رفاهید چرا معلولین دارند فرار می کنند ؟
گفتم
فلانی می گه
قانون های معلولین طبق قوانین بین الملل اجرا میشه
بازم خندید و گفت
معلولین ایران خونه مستقل دارند یا حقوق کافی ؟
گفتم هیچکدام
گفت
کشور های پیشرفته موظفند به فرد معلول در قدم اول یک آپارتمان رایگان و حقوق کافی بدن
بعد تازه خدمات رفاهی بعدی را نسبت به نوع معلولیت در اختیارشون میذارند
فرد معلول را انقدر توانمندش می کنند که هیچکس جرات نمیکنه منتی سرش بذاره
اینجا توهین به معلول جرمِ , مانع آسایش و آرامش یک فرد معلول شدن جرمِ
حالا ایران طرف با صدای بلند به فرد دارای معلولیت توهین میکنه بقیه هم می خندند
گفتم
شما ها دیگه حداقل مشکل فقر فرهنگی ندارید
فقر فرهنگی معلولیت در ایران تاسف برانگیزه
هرگز یه فرد معلول با اینکه حق شهروندی داره
نمیتونه در جامعه با آرامش حضور داشته باشه
وقتی هیچ قدمی در راه بالا بردن فرهنگ برخورد با معلولین انجام نمیدن خدمات بدن ؟
گفت متاسفانه این مشکل از ریشه نیاز به بازسازی داره
که هیچ مسئولی زیر بار نمیره
کمی تامل
درود بر شما مخاطبین عزیزم
در بعضی متنها شاید موضوع تکراری باشه
ولی محتوا رو متفاوت انتخاب می کنم
چون یه معضل باید به زبان های مختلف بیان بشه شاید کارساز باشه
با مادر دوستم گفتگو می کردم
یه نکته جالبی را بیان کرد
گفت
شما که نویسنده ای لطفا بنویس
چرا باید مادران معلولین با بقیه مادر ها برابر باشند
گفتم مثلا ؟
گفت باید مادران معلولین که زحمت بسیار زیادی را برای فرزند معلولشون متحمل میشن
سفر های زیارتی عتبات و حج براشون رایگان و بدون نوبت بشه
به یاد مادرم افتادم که سفر حج حسرتش بود و ناکام شد
در حالیکه
آشنایی را میشناسم
فقط پنجاه بار از طریق کشور های عربی حج واجب مشرف شده
به یاد آشنای دیگری افتادم
هر سال با بهترین امکانات سفر , برای زیارت به عتبات میره چون سهمیه داره
به یاد مادرم افتادم که
به خاطر سختی های بسیار پای پیاده رفتن هم نداشت
گفت
مادرای افراد معلول ورای مادران عادی هستند
اینا تا آخر عمرشون باید از فرزند معلولشون مراقبت کنند
اما یک مادری که فرزند سالم داره بعد از مدتی فرزندش مستقل میشه میره دنبال زندگیش
گفتم
بله درستِ توی این سرزمین
هر قشری سهمیه داره اما مادران معلولین با سخت ترین شرایط اصلا دیده نمیشند
هر چند سه درصد قانون خودِ معلولین هم در اکثر موارد اصلا حساب نمیشه
خلاصه
بپذیرید
که مادر یک فرد معلول فرشته ایست که ارزشش والاتر از افراد عادیست
زیارت تنها یک نمونه از مشکلات عظیم این قشر بود
مادر فرد معلول باید
از نظر معیشتی و آرامش روحی امکاناتی داشته باشه
که بتونه بدون دغدغه برای حل مشکلات فرزندش تلاش کنه
به امید روزی که
این قشر دردمند جامعه هم مورد توجه مسئولین قرار بگیرند
لطفا چنین متنهایی را در صفحه های مجازی نشر بدین
تا شاید قدمی باشد در راه بهتر زیستن
کمی تامل
همیشه فکر می کردم
فقط مسئولین حق معلولین را یا نمیدن یا دیر میدن یا جا به جا میدن یا اصلا نمیدن
خخخخخ
ولی اگه یه آدم متمکن حق دیگری رو بخوره
واقعا باید به حالش خندید
گاهی وقتها اعتماد زیاد خوب نیست
گاهی وقتها باور داشتن بعضی ها اصلا خوب نیست
وقتی کسی که فکر می کردم
آدم درستیِ هزینه کتابمو نداد
همش با خودم فکر می کردم
چطوری میشه یه آدم مشهور یه آدم متمکن بی خیال این قضیه بشه
من همیشه فکر می کنم
حلال و حروم اعتقاد مستضعفین یا افرادی هست که در طبقه متوسط هستند
خلاصه کاری به هزینه کتاب خودم ندارم
ولی ما که به اندازه کافی حقمونو ندادند
کار درستی نیست از دوستنماهامونم ضربه بخوریم
فقط در مورد هزینه کتاب من نیست
خیلی مورد دیدم که
یه فرد دارای معلولیت کسب و کاری را با زحمت زیاد برای گذران زندگیش ایجاد کرده
ولی مشتری ها پولشونو ندادند
می خوای ندی نده
ولی دقت کن ببین داری حق کیو می خوری
خلاصه
اونایی که برام می نویسید وضع مالیت خوب بوده که به اینجا رسیدی
ببینید پول منم خوردند رفت
خخخخخ
وقتی در زندگیت کسی هست که باورش داری
وقتی کسی هست که دنیای افسانه ای عشق را برایت می سازد
وقتی همه ی نگاهها جز او دروغند
وقتی همه در کلامشان در نگاهشان جز او
از حریم انسانیتت می گذرند
ناخداگاه به بودنش افتخار می کنی
برایت فرق نمی کند
که در کجای جهانت بدون تو ایستاده
برایت مهم نیست که حالا در کجای زمان , در فکر کدامین محبوبست
ولی مهمترین آدم دنیای توست
و با خودت می گویی
مهمترین آدم زندگی من اهل خیانت نیست
عزیز ترین محبوب روزگارم اهل بی وفایی نیست
لبخند هایش را در زیباترین تصویر های دنیا تصور می کنی
از لحظه های خوشش شادی
به خاطره اینکه عاشقش هستی
بی خیال آدمی هستی , که پشت دوربین تصویر های خوشش ایستاده
وقتی کسی محبوب جان و دلت می شود
خدا را هم برای خوب بودن حال دلش قسم می دهی
پس خدای مهربونم
عزیزترین محبوب روزگارم را
برای قلب من در پناه خودت حفظ کن
محبوب جان و دلم
بی تو حتی بارونم قشنگ نیست
مجنون کودکی هایم را یک طور دیگر دوست دارم
نه به عنوان یک همراه ؛ همقدم یا همسفر زندگی
چون دنیای اعتقاداتمان اصلا شبیه هم نیست
او را همان روزنه ی امید روزهای سخت و لحظه های طاقت فرسای زندگیم می دانم
برای کلامم دلیل دارم
او تنها کسی بود که
هیچوقت نپرسید
چرا بی نگاه شدی ؟
حالا چطوری زندگی می کنی ؟
توان ادامه ی زندگی را داری یا نه ؟
هر بار از بی نگاهیم برایش گفتم
بی خیال غم عظیم درونم گفت
حال خودت چطوره ؟
هر بار خواستم به جان مشکلات زندگیم غر بزنم
خندید و گفت
راستی فولکس هم ماشین خوبیِ ها
فولکس ماشین محبوب کودکی هایمان بود
انقدر دوستش داشتیم که با مدرن ترین ماشین های آن زمان رقابت می کرد
فولکس کلبه ی عشق کودکیمان بود
هر بار خواستم قصه ی بی نگاهیم را از ابتدا تا همین حالا برایش بگویم
فقط گفت راستی از خانوادت چه خبر چه می کنند ؟
توی سخت ترین لحظه های زندگیم هرگز نفهمیدم
چرا فقط با یادش و گفتگوهاش حالم خوب می شد
هیچوقت نفهمیدم
چرا هیچکس نتونست جای خالیشو پر کنه ؟
ما هرگز بعد از کودکی قدم مشترکی نداشتیم
ولی هنوز هنوز با شنیدن صداش و نوشتن یک سلام ساده
برای ایستادن در برابر دنیای پر تلاطمم قویتر میشم
هنوز بهترین رفیق بی منت زندگیمِ
یه روز بهش قول دادم حتما در مورد کودکی و ماشین محبوبمون متنی خواهم نوشت
حالا بهش گفتم بی نگاهی قصد رفتن داره
باز هم با بی خیالی نوشت
حال خودت چطوره ؟
شاید بعضی ها بگن , که همیشه میگن
بی اهمیتِ ؛ برای این همه احساس پاک ارزش قائل نیست
تو رو لایق احساسش نمیدونه بفهم
ولی هر چه بود هر چه هست
رویای یک عمر منو ساخت
وقتی هست آرامش و امنیتی را به من میده
که هرگز در کنار هیچ دوست جنس مخالفی , حس نکردم
حالا ازش مینویسم چون
برای همیشه از سرزمین من رفتِ
هر کجای دنیای من که هستی
برات آرزوی بهترین ها را دارم
گاهی حتی اگه بتونی
یک نفر را با یه لبخند یه کلام یه رفتار ساده به زندگی برگردونی
باید به انسانیت خودت افتخار کنی
آدما گاهی برای مشترک شدن با هم تقدیری ندارند
ولی میتونن
همون دنیایی را برای دیگری بسازند که شاید کمتر کسی حتی در رویاهاش تصور کرده
میدونم هرگز نوشته های منُ نمیخونه
ولی این متن
آخرین نامه ام برای اوست
بماند به یادگار
برای قلب مهربانش