کمی تامل - اینم از خواستگار
نمیدونستم نوشتنش کار درستی هست یا نه
که مخاطبی برام نوشت
لطفا از اتفاقات معلولیتی بیشتر برامون بنویس
چون حداقل میتونی از زیاد شدن فقر فرهنگی جلوگیری کنی
چند روز پیش دوست قدیمیم بعد از مدتها تماس گرفت گفت
یه مردی هست دنبال یه خانم خوب می گرده منم شما رو معرفی کردم
گفتم خوب چه مشکلی داره ؟
گفت هنوز نگفته رفتی سر اصل مطلب ؟
گفتم دوستای من تا وقتی کسی را با مشکلات عظیمش پیدا نکنند قدم خیر برای من بر نمی دارند
گفت نه اینطوری فکر نکن ولی اینم فلان مشکل جسمی را داره خداییش مرد خوبیِ
توی ذهنم گفتم سوژه بعدی فراهم شد
بهش بگو تماس بگیره بعد از کمی مکس
خندید و گفت : خیلی زرنگی خودش که تماس نمیگیره خواهرش ...
خلاصه گفتم به درک بگو تماس بگیره
خواهر طرف تماس گرفت و با یه لهجه ی کشیده ی اتوبانی که من متنفرم سلام کرد
چند دقیقه طولکشید تا گفت
سََََلاااااام خوبی ؟
خخخخ
خلاصه بعد از احوالپرسی
گفتم
برادر شما تحصیلاتشون چقدره ؟
خندید و گفت
تحصیلات ؟ شما با این مشکلات دنبال تحصیل کرده هم هستید ؟
اصلا خوشم نیومد
گفتم به هر حال باید بدونم
گفت در حد خوندن نوشتم
با صدای بلند گفتم چیییییییییییییی
گفت چی شد ؟
گفتم هیچی ایشون مشکل ذهنی هم دارند ؟
گفت یه کمی , ولی مشکل روحی و و ضمنا حال خوبی ندارند که با متاهلی و یه همسر خوب حل میشه
کم مونده بود از عصبانیت داد بزنم شما چی فکر کردی ؟
لیوان آب روی میز را یه نفس سر کشیدم
کمی که آروم شدم گفتم شما میدونید شغل من چیه ؟
گفت برای ما مهم نیست خونه و ماشینشم می زنه به اسمت
از این طور حرف زدنا متنفرم
گفتم ماشین ؟
فکر کرد خوشحال شدم
گفت : پس چیی ؟ راننده شخصی داره شبانه روز در اختیارتونِ
جهاز هم نمی خواد کل خونه را براتون با بهترین وسایل پر کردیم راستی دو تا خدمتکارم دارید
شما میشی خانم خونه فقط دستور بده
دنیا داشت دوره سرم می چرخید
گفتم دارایی اصلا برای من مهم نیست موقعیت اجتماعی منظورمِ
گفت نه
وقتی براش توضیح دادم
بازم با بی خیالی گفت
به هر حال بی نگاهید همینکه ما کل مالشو می خوایم بهت بدیم باید خدا رو شکر کنی
گفتم شما تقصیری ندارید دوست من بی وجدان بوده
دیگه حالم بد شد و تماس را قطع کردم
واقعا چرا آدمای این سرزمین فکر می کنند
وقتی کسی در یک عضو مشکلاتی داره
هر توهینی میتونن بهش بکنند ؟
شرایط جسمی و روحی هر کسی به نظرم خواست خدا بوده
ولی واقعا بی وجدانی اطرافیانشون را نمیشه تحمل کرد
کمی تامل