عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

خدای رمضان خدای فقراست

 


سجاده ها را پهن کنید میهمانی خداست
 همان خدایی که فقط برای لحظه های سخت نیست
 فقط برای خواستن نیست
 سجاده ها را به سمت قبله هایی پهن کنید که خدایش را می پرستید
 نه از روی ریا و  فخر فروشی  
 سفره های رنگین رمضان برای فقراست آی آدمها
 چرا رنگین ترین ها نسیب بی درد ها شده ؟
 رمضان ماه انسانیت فقرا نیست
 رمضان ماه صدقه دادن نیست
 رمضان ماه پایین آمدن  غرور مستکبرین است
 اگر ایمان تو باعث رنگین شدن سفره های غنی ها شده
 بدان خدا را خوب نشناخته ای
 اگر فقط برای منافع شخصی مهربانی خوش رویی و پهنای چهره برای گشاده دستان می گشایی
 بدان خدا را خوب نشناخته ای
 پای سفره ی مرتضی علی نشستن لیاقت می خواهد
 اگر به نامش دل میشکنی
 علی را نشناخته ای
 سری بزن به وجودت آنوقت خواهی فهمید
 پرستش خدا با ظواهر تو سازگار نیست
 پس به خوشبختی های از سر ریای خود اعتماد نکن
 فقرا خدایی دارند که تو , تو
 هنوز نشناخته ای

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  بیست و نهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

حال سرزمینم ...

 


 امروز داشتم توی سایتای مختلف میگشتم
 نمیدونم چرا چند وقتی هست
 دیگه هیچ
 تیتر جذابی توی سایت ها پیدا نمیکنم
 فقط خبر های بد ؛  خبر های نا امنی ؛ بیماری ...
 خلاصه حال سرزمینم خوب نیست
 حس میکنم هر روز ؛ هر ثانیه
 حال آدمای سرزمین آریاییم بدتر میشه

 یا  انگار حال جهانمون خوب نیست
 خدایا به حق این ماه عزیز
 جوانانمونُ  از شر هوس های نابود کننده و از شر خطر های جامعه حفظ کن
 خدایا به حق این ماه عزیز
 سرزمینم را پاک کن از هر دلیلی که حالشو بد کرده
 خدایا به حرمت نام
 علی ابن ابیطالب
 حال دل آدمای سرزمینمُ خوب کن
 انگار خیلی وقته دلمون تنگ شده برای آرامش گذشته ها

  برای امنیتی که باعث اعتماد به نفس آدمای سرزمینم می شد
 خدایا سرزمین من در دوران چند هزار سالش بحران های جبران نا پذیری رو تجربه کرده
 و در همه ی این بحران ها تک تک آدم های سرزمینم بودند که ایستادند
 تا به کل جهان ثابت کنند
 نژاد آریایی در هر شرایطی از سرزمینش حمایت میکنه
 خدایا مواظب آدمای سرزمینم باش
 ما فقط تو رو داریم پس در پناه خودت حفظمون کن
 خودت گفتی
 بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را ؟
 حالا وقت استجابت هست خدای خوبم

+ نوشته شده در  بیست و سوم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

فراسوی زمان

 


آئینه تعبیر عشق و جوانیست
 تردید های نا مفهومی که در فراسوی زمان گم شده
 شاید آن سوی این خاطره های ترک خورده
 یک کاش نبودی هست
 یک چرا این چنین شد هایی هست
 من در آئینه ی تقدیر وقتی گم شدم
 که تو روبرویم نشستی
 و پشت انتظار , بی نگاهیم را ندیدی
 تو روبروی من بودی اما
 هرگز نفهمیدی در پشت همین آئینه ی بی نگاهی
 یک دنیا منتظرت بودم
 کاش هرگز نمیفهمیدم
 تو سالها فقط یک قدم با من فاصله داشتی
 کاش هرگز نمی دانستم
 کسی که جانم ؛ آئینه ی درد و دلهای شبانه ام شده بود
 فقط به خاطر بی نگاهی
 سکوت کرد
 تا کاملا  در میان دستان گرگ صفتان روزگارم
 دریده شوم  
 تو روبروی من بودی
 اما هرگز خورد شدنم را ندیدی
 حالا
 همان آدمهایی که گفتند رهایش کن
 به تمام انتظارم می خندند
 حالا همین حالا که تو در اوج خوشبختی
 بر قایق سعادت سوار شده ایی
 پشیمانم
 از آن همه دوست داشتنت
 پشیمانم
 از آن همه عبادت ملتمسانه ام برای آمدنت
 تو فقط روبروی من روی یک صندلی در مسیر عشق نبودی
  فقط به خاطر غرورت سکوت کردی
 و من سالهاست از سکوت آدمها بیزارم
 از صندلی های روبرویم بیزارم
 
 از غرور آدمها خسته و درمانده ام
 مبهوت تر از همیشه در فراسوی زمان مانده ام
 چون تو هم نا مروتانه  
  به زلیخا بودنم خندیدی

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  نوزدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

دنیا ی خنده وانه ها

 


از مسائل خنده دار اطرافم چند تاییشو انتخاب کردم
 که فوق العادست
 
 اول اینکه بعضیا خودشونم نمیدونم با خودشون چند چندند
 مثلا طرف میگه
 وای شما که بی نگاهید خیلی زندگیتون سخته
 چطوری تحمل می کنید ؟
 در فکر پاسخ بودم که
 توی صفحه ی شخصیم یه عکس فرستاد بعدش نوشت
 دیدی چقدر قیافش زایع بود

 منُ میگی  هاااااااا
 خخخخخ
 یا اون یکی فروشنده
 میگه من بهتون کمک می کنم که خرید خوبی داشته باشید
 به خاطر بی نگاهی دچار مشکل نشید
 بعد جعبه ی هفتاد رنگ اون کالا رو روی پیشخوان میذاره
 میگه هر رنگی خواستید انتخاب کنید تا من به کارم برسم
 منُ میگی
 هااااا
 خخخخخ
 یا اون قانون منع سگ داشتن هست
 همه جا جار میزنن
 آهای سگ اِلِ ولِ
 اونوقت توی اکثر فیلمای مجاز منتشر شده
 سگ هم نقشی داره در گوشه ای از زندگی عادی و  اتفاقات
 منُ میگی
 هااااا
 خخخخ
 یا از همه خنده دار تر این بود که
 توی گزارشی فرد مورد نظر  اسم مواد مخدری رو که
 در موردش حرف می زدُ
 به خاطر بد آموزی حذف کرد
 یه بچه داد زد مامان فلان موادُ میگه ها
 منُ میگی
 هاااا
 خخخخ
 هیچکدوم خنده دار تر از این نبود که
 راه اصلی یه مرکز تفریحی رو بسته بودند
 اونوقت
 یکی از همون افراد متصدی  نشونی میان بر میداد
 خخخخ
 و اما معضل داغون
 و غیر قابل درمان همیشگی ایرانی ها این بوده که
 هزاران کیلومتر مسیر رو طی می کنند تا به هوای پاک برسند
 وقتی میرسند
 دست به دود میشن
 خخخخ
 خلاصه دنیا ی در همی داریم

 بازم از مسائل خنده دار اطرافم براتون می نویسم

+ نوشته شده در  هجدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

من و موضوعی دیگر

 


 این دفعه توی متن های اجتماعی یه موضوعی به نظرم رسید
 خواستم براتون بنویسم
 به نظر من مهم ترین ضعف صنعت گردشگری اینه که
 توی رزرو اسکان ها هیچ گزینه ای برای تعیین توانمندی افراد متقاضی وجود نداره
 مثلا
 گزینه ای که مشخص کنه در بین افراد متقاضی
 فرد معلول ؛ سالمند ؛ کودک ...
وجود داره یا نه ؛ اصلا نیست
 مثلا در بررسی های جمعی و تحقیقات پرس و جو گرانه ی خودم
 بعضی ها میگفتند
 فرد نابینا رو فرستادند طبقه سوم بدون آسانسر
 یا طرف سالمند بوده مشکل حرکتی داشته اون مسئول اسکان
 محل اسکان اون فرد سالمند رو جایی تعیین کرده که رفت و آمدش بسیار سخت بوده
 وقتی هم شرایطشو گفته
 بهش گفتند بهترین محل اسکان فقط مخصوص از ما بهترونه
 یا خانواده ای که کودک 5 ساله ای داشتند  مکانی برای سکونت بهشون داده بودند
 که هر لحظه امکان سقوط اون کودک از ارتفاع وجود داشته
 پنجره های بدون حفاظ یا نرده های غیر استاندارد ..
 خلاصه باور کنید صنعت گردشگری فقط برای افراد سالم و بزرگسال نیست
 یعنی این ضعف اصلی رو میشد توی حرفای همه ی افرادی که عید نوروز سفر کرده بودند پیدا کرد
 از اون بد تر سیستم های گرمایشی غیر استانداردی بود

که در مناطق دارای هوای  سرد در اختیار مسافرین 

قرار گرفته
 در این مورد هتل ها منظورم نیست چون هتل همیشه عالی بوده
 بخاری های بدون دودکش 

در دنیا ی مدرن امروز توسط قبایل ما قبل تاریخ هم دیگه استفاده نمیشه
 خخخخ
 از دوستی که متن اجتماعی قبلی رو پی گیری کرده بود 

 و توی خبر ها شنیدم که در حال بررسی و تصویب شدن هست 

بسیار متشکرم
 با افتخار - کنجکاو اجتماعی

+ نوشته شده در  سیزدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

دریا ی دلم

 


 دوباره دریا و حس عاشقی اومد  و رفت
 دوباره روی ماسه ها آرزوهامو نوشتم
 دوباره برای نمیدونم چند هزارمین بار بود که روی ماسه ها
 نوشتم دریا بهش بگو دوستش دارم
 این بار بیشتر از همه ی گذشته ها جای خالیتو حس کردم
 این بار حس تو نبود عشق تو با من قهر کرده بود
 روی ماسه ها نوشتم
 خدایا عشق رحمتیست که تو نسیب هر کسی نمیکنی
 خدایا دوست داشتن واقعی رو تو فقط به اونایی میدی که خیلی دوستشون داری
 ولی میدونم فراق و حسرت رحمت تو نیست
 میدونم تحمل پست فطرتان و تلخ زبانان صبر ایوب تو نیست
 نوشتم
 دریا
 نامه ی منو لطفا به دست امام زمانم برسون
  این بار نامه ی دلم فقط عشق و وصال نیست
 این بار گله کردم از دست خیلیا
 این بار پا به پای دریا مواج شدن وجودمُ حس کردم
 این بار برای آدمای بدِ گذشته دیگه بخشش نخواستم
 نمیدونم چرا ؛ نمیدونم واسه چی آدمای خوب زندگیمم , حالمو خوب نکردند
 خلاصه اینبار ساحل و دریا با دلم همقدم شدند
 دیگه توی ذهنم نهیب نبود
 صبور باش ؛ بی خیال شو
 این بار حس کردم
 خدا گوش سپرده به درد دلام
 فقط زمزمه های دریا رو شنیدم که می گفت
 اگه بهش اعتقاد داری پس بهش اعتماد کن

 

 دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  سیزدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

نمایش سال نو مبارک

 

 نویسنده , تدوین , کارگردان

 فهیمه رجبی

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  یکم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

سال نو مبارک

 

 هفت سین عشقم تقدیم به شما

 امیدوارم سالی پر از خیر و برکت در پیش رو داشته باشید

 اینستاگرام : faheemeh.rajabi

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  یکم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |