عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

آخرین روز قرن

 

 قرنی که گذشت پر از حوادث خوب و بد زیادی بود شاید پر هیجان ترین قرن شد

 هر نوع حاکمی بر این سرزمین حکومت کرد

 هر نوع اتفاقی که فکرشو نمی کردیم اومد و رفت

 توی قرنی که گذشت

 خیلی از آدما به اوج رسیدند و خیلی از آدما زمین خوردن

 خیلی از آدما به حق به شایسته ترین رتبه ها دست یافتند و

 خیلی از آدما به نا حق از جایگاهی که حقشون بود محروم شدند

 توی قرنی که گذشت حیرت انگیز ترین  اتفاق زندگیم رخ داد

 با بهترین امتیاز بعد از پذیرفته شدنم توی آزمون ...

 پذیرفته نشدم

 یعنی هنوز بعد از این همه سال باورم نمیشه

 یه نفر بعد از قبول شدن توی یه آزمون پذیرفته نشه

 توی قرنی که گذشت

 آدمای نالایق زیادی اطرافم با دروغ به جایگاهی که اصلا شایستش نبودند رسیدند

 آدمای زیادی

 با پارتی بازی در شغل مورد نظرشون استخدام شدند

 آدمای زیادی رو میشناسم که از راه غیر انسانی یا غیر اخلاقی

 زندگیشونو سامان دادند

 حالا در همین آخرین روز قرن به این باور رسیدم

 که آدمای درستکار و حلال خور ,آدمای نجیب و بی شیله پیله 

 آدمایی که گفتند

 خدایا منو از قرار گرفتن در راه اشتباه مصون بدار

 نه شغل خوب دارند ؛نه زندگیشون به سامان رسیده

 اینو نمیگم که بدی بهتر از خوبیه نه

 راه درست قطعا توکل به خداست

 چون کسی که از راه نادرست به مقصد رسیده فقط چاه نابودیشو عمیقتر کرده

 خلاصه امیدوارم از همون اولین ثانیه های سال جدید ؛ قرن جدید

 سرزمینم پاک بشه از

 آدمهای چاپلوس ؛ دروغگو ؛ هوسران و پارتی باز

 امیدوارم

 از همین سال جدید

 همه ی آدمایی که از طریق پارتی ؛سهمیه ... به شغلی رسیدند

 از طریق عدالت بر حق این دوران شناخته بشن

 عجیبترین چیزی که این روز ها شنیدم

 این بود که نود درصد معلولین دارای مدرک دکتری بیکارند

 تعداد زیادی از معلولین هنوز ساحل دریای سرزمینشونو ندیدند

 تعداد زیادی از مردم هنوز در حسرت زیارت امام رضا ع با سن بالا اشک میریزند

 

 قرن عجیبی بود چون هیچ چیزی سر جای خودش نبود

 

 عجیب ترین چیزی که شنیدم این بود که

 اکثریت استخدامی ها از رشته های تحصیلی نا مربوط هستند

 فکرشو بکنید

 مثلا طرف با رشته مکانیک رفته دستیار دندانپزشک شده خخخ

 یا با رشته تاریخ رفته کار پوست می کنه

 خلاصه بیایید از همین سال جدید

 پازل سرزمینمونو درستش کنیم

 یعنی هر کسی جای خودش ؛ شغل خودش ؛ لیاقت خودش

 قرن گذشته

 خدا نگهدارت به تاریخ پیوستنت مبارک

 خخخخ

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۴ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

مولا مدد


 امروز همین امروز بهترین مناسبت دونیا بود
 به نظرم سالی که با میلاد امام زمانم تموم بشه
 حتما برکت بزرگی در راهمونه  
 من     معتقدم سالی که پیش رو داریم
 انقدر خوب و خوش و خرم خواهد بود
 که تصورشو نمیکردیم
 این بار از خدا و سرور مسلمین جهان
 امام زمان عج می خوام
 با نیم نگاهی
 ریشه ی ظلم و فقر و بدی های دنیا رو خشک کنند
 سالی که در پیش داریم
 شروع روشنایی اقبال سرزمینم خواهد بود
 من ایمان دارم
 فقر و تورم و تموم سختیا تموم میشن
 یا امام زمان عج
 ممنونم که کنار تک تک آدم های خوب سرزمینم ایستاده اید
 تا باور کنند دلگرمی بی نظیرشان فقط شمایید
 و دیگر هیچ

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

بازی عجیب

 


 محبوبم
 بر سر اثبات دوست نداشتنت با خدا شرط بسته ام
 یا من ثابت می کنم تو اشتباه زندگی من بودی
 یا خدا به من ثابت می کند درست ترین مسیر زندگی من بودی
 سالهاست در این می شود نمی شود ها

 دل به تسبیح عبادت هایم سپرده ام
 انگار خدا هم از این دلنوازی لذت می برد
 اما هنوز نفهمیده ام چرا
 نه عشق تو را از دلم می گیرد
 و نه می بخشد ؟
 بازی عجیبیست
 این باور دوست داشتنت
 هنوز گاهی مواقع از خودم می پرسم
 اگر نباید باشد پس چرا آمد ؟
 اگر باید باشد پس چرا رفت ؟
 دو راهی حیرت انگیزیست
 که الهی هیچکس دچارش نشود
 حالا دیگر بی خیال دو راهی عشق شده ام
 همین روزها خودم را بازنده ی شرط بندی خدا اعلام می کنم
 آنوقت مطمئنم باز هم
 در مسیری دیگر در پایان رسیدن هایم
 خدا تو را برایم نگهداشته
 اما من کجای زندگی تو هستم ؛ نمی دانم
 هر چه فکر می کنم
 هیچ ربطی بین ما نیست
 اما به این هم اعتقاد دارم
 صلاح خداوند اشتباه نیست
 حالا بی خیال دلدادگی شده ام
 می دانی چرا ؟
 چون مقصر همه ی شکستنهایم ؛ همه ی نداشتن هایم
 مقصر هر جایی که کسی بی عشق بودنم را به مضحکه کشید
 هر جایی که کسی داشته های طبیعیش را به رویم آورد
 فقط تویی و دیگر هیچ

+ نوشته شده در  بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

طعم زندگی

 

 این پادکست

 برای جشنواره یک گام به جلو تهیه شده 

 اما  با وجود اینکه بسیار مورد توجه مخاطبین و اهل هنر واقع شد

 به دلایل نا معلوم

 در این جشنواره هیچ رتبه ای را کسب نکرد

 برام بنویسید نظرتون در موردش چیه ؟

 

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  هفدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

پاسخ یک مخاطب

 

 سوسن جان

 از اینکه هر بار با اسم های مختلف میای برام نظر شخصیتو می نویسی

 خیلی خوشحالم

 مخاطب عزیز من در عرصه های مختلف  فعالیت دارم 

نیازی ندارم که

 در چهار چوب سخت قوانین آثارم را فدا کنم 

 دنیای مجازی از من آدمی ساخت که

 اینطوری بگم بهتره

 در کنار آدم های مدعی سلامتی ایستاده ام

 تا باور کنند توانایی به داشتن ظاهری زیبا و فخر فروشی و ظاهرا سالم بودن نیست 

 

 در کنار آدم های پر مدعای توانایی ایستاده ام

 تا بگم هیچ مرزی بین ستاره شدن یا نشدن نیست

 هنرمندی از نظر شما شاید ساخت فیلم های کم مخاطب این روزهاست

 شاید چاپ کتاب هایی هست که از بس زیر قانون له شدند قابل خوندن نیستند 

 ولی از نظر من

 هنرمند کسی هست که

 با قلم زیباش دل های مردم سرزمینشو به آرامش دعوت کنه

 وقتی شما منو نمیشناسی

 وقتی نمیدونی در این سرزمین چه جایگاهی دارم

 باید به حال هنر این سرزمین افسوس خورد

 افسوس خورد چون هنرمندان ناشناختش چند صد برابر شناخته شده ها هستند

 باید افسوس خورد

 چون  شما فقط کسی رو هنرمند میدونی که فیلم نامش به فیلم تبدیل شده

 و این همون فقر فرهنگی هست که شما

 متاسفانه  دچارش شدید 

 ممنونم که به سرزمین عشق ماندگارم میاین

 ولی

 لطفا

 قبل از اظهار نظری که ناشی از عدم شناخت شماست

 ابتدا در این زمینه مطالعه کنید

 شاید یک درصد به فاجعه ی فقر فرهنگی این سرزمین کمک کنید

 فقط یکبار آدرس سایت یا وبتون یا یه آدرسی برام بذارید

 تا پاسخم را برای خودتون ارسال کنم

+ نوشته شده در  ششم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۷ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

بزم عشق

 


 محبوبم
 با هر کسی , هر کجا هستی , در این روز مبارک
 حلال یا حرام دشمن یا دوستش برایم مهم نیست
 امروز وقتی در کنارشان , شیرین ترین لحظه های شاد بودنت را تجربه می کنی
 وقتی نفس به نفس , درون شعله های روشن مقابلت زیر لب داری آرزو می کنی
 باور کن
 اویی که جایگاه مرا در این جشن پر کرده
 همانیست که فاصله شده بینمان
 همانیست که از تو برایم هوسران ترین مرد دنیا را ساخته
 او درون بزم عشق من نشسته
 با محبوب ترین مهربان روزگارم دارد خوش می گذراند
 و نمی داند
 حتی ابلیس ترین مهربانو های عالم
 در تمام روزگار نتوانستند
 مانعی برای , عشق دو عاشق باشند
 به او همین حالا ؛ همین لحظه بگو
 هنوز خدایی دارم که از عشق ماندگارم مواظبت می کند
 مبارکت باشد  , جای خالی من در کنار نابود گر عشقمان

+ نوشته شده در  ششم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۳ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

طرح سیانت چی بود وسط این هیری ویری

 


 در مورد طرح سیانت تصویب بشه یا نشه خوب فکر کردم
 اگه تصویب بشه
 صد در صد ضررش برای بی نگاهان [نابینایان] هست
 هیچکدوم از نرم افزار های داخلی برای این قشر مناسب سازی نشده
 اصلا انگار چنین افرادی در فضای مجازی نیستند
 خخخخ
 شمایی که داری به قانونی رأی میدی که نمیدونی چه عواقب سنگینی برای
 بی نگاهان داره
 ابتدا ی کار بیا یه نرم افزار داخلی بساز که دقیییییییقا شبیه نرم افزار های خارجی باشه
 بعدا رأی بده
 باورتون نمیشه
 نرم افزار های خارجی اولین قانونی که باید برای تایید شدن داشته باشند
 همین مناسب سازی شدن برای بی نگاهانه
 عجب به فکر این قشر هستند
 ولی هیچکدوم هیچکدوم از نرم افزار های داخلی برای این قشر قابل استفاده نیستند
 شاید بعضیاشو دو درصد بر اساس علوم غریبه بشه تشخیص داد الان کجای صفحه هستیم
 خخخ
 ولی کلا ارتباط این قشر با جامعه جهانی قطع میشه
 نوشتم تا شاید
 یکی از اون رأی دهنده ها این متن به دستش برسه  
 و بتونه  جلوی غار نشینی بی نگاهانو بگیره  
 خداییش بیا این طرف قضیه رو درست کن
 بعد برو محدودش کن
 این طرف نرم افزار خوب بده دست این قشر کلا بی خیال رسانه های بیگانه میشند
 مثل اینه که
 بهترین امکاناتو جایی قرار بدی که هر کسی نتونه ازش استفاده کنه
 خوب چه فایده ای داره ؟
 امیدوارم یه روزی به این حد از ادراک برسیم
 که امکاناتمون برای کل افراد جامعه از هر قشری قابل استفاده باشه
 یعنی میشه ؟

+ نوشته شده در  چهارم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

جای خالی

 


 چند وقت پیش یه نفر بهم گفت
 جای خالی هر آدمی بالاخره یه روزی پر میشه
 اکثرا نمی خوان ,  ولی تقدیر نمیذاره هیچ جای خالی ؛ خالی بمونه
 خیلی به این جملات فکر کردم
 خیلی باورش نداشتم
 یعنی میشه تقدیر برای انتظار آدما ارزش قائل نباشه ؟
 جای خالی قدیمی یک دوست همیشه آزارم میداد
 بلاتکلیفی همیشه بدترین درد دنیاست
 یه دفعه جای خالی اون دوست
 توسط تقدیری که فکرشو نمی کردم طوری پر شد
 که هنوز در حیرتش موندم
 اون درست میگفت
 تقدیر دنبال جای خالی آدما می گرده
 رفیق مواظب جای خالیت باش
 نکنه انقدر سرگرم خوشیات بشی که یه لحظه برگردی ببینی
 جای خالیت پر شده
 اونوقت همون تقدیر ممکنه جای خالی کسی را بهت بده
 که هیچ ربطی بهش نداشته باشی

 راستی 

مواظب جای خالیت توی قلبم باش

+ نوشته شده در  سوم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

نمایش زندگی مشترک

 

 این نمایش توسط تیم قوی رادیو نوای احساس تهیه شده

 نویسنده , تدوین و کارگردان : فهیمه رجبی

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  سوم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

تنهایی خوب نیست

 


هیچوقت تنهایی رو دوست نداشتم
 توی بازیای خواهر برادری اون بازیکن بی یار من بودم
 بین همبازیام همه پشتیبان هم بودن  اون بازیکن بی یار من بودم
 توی کلاس  اون تنهای نیمکت نشین من بودم
 توی تیم ورزشی مدرسه همیشه اون یار ذخیره من بودم که هیچوقت به زمین بازی نرفتم
 توی عاشقی که بدتر درست وقتی می رسیدم  که یه نفر کنارش بود اون عاشق بی یار همیشه من بودم
 هرگز نفهمیدم چرا بی یار ترین یار دنیا من بودم  
 همیشه دلگیر بودم از دست آدمایی که سکوتمُ غرورُ  به افق خیره شدنمُ تکبر معنا می کردند  
 
 حالا می فهمم که با آدما باید حرف بزنیم
 اما اینکه فکراتو توی خودت توی تاریک ترین قسمت قلبت قایم کنی
 هیچ اتفاقی نمی افته
 هیچکس خوندن افکار بلد نیست
 هیچکس نمیدونه توی فکر آدما چی میگذره
 گاهی
 وارد سکوت همدیگه بشین ازش بخواین فکرشو هر چی که هست به زبون بیاره
 شاید اون داره با فکری خودشو نابود می کنه که شما هم دلت می خواد به زبون بیاره
 خلاصه تنهایی های آدما رو تا دیر نشده با عشقُ  محبت به دنیای احساستون بکشونین
  همین حالا بهش بگین چقدر دوستش دارین چقدر دلتون می خواد کنارش باشین
 شاید دیگه هیچکس توی این دنیا تنها نباشه

 

+ نوشته شده در  دوم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

واقعا چی میشه ؟

 


 آدمای اطرافمون این روزا خیلی خستند
 بیماری کرونا انگار فقط حاشیه ی خستگیشونه  
 انگار آدما از دست رابطه های پوچُ  غلط ؛ یا نه از هر چیزی که بی نتیجه باشه خستند
 حوادث پی در پی بد  این روزا , فرصت تعجب کردنم , ازمون گرفته
 یعنی اصلا نمیدونیم برای کدومش ناراحت بشیم یا افسوس بخوریم
  وضعیت بحرانی زنان سرزمینم ,
 همین روزاست که آمار ازدواجُ به پایین ترین نقطه در طول تاریخ گذشته برسونه
 
 آمار بالای سرقت , امنیت اجتماعی رو دچار بحران جبران ناپذیری میکنه
 دروغ گفتنُ  ظاهرا مذهبی بودن بعضیا
 
 کل اعتقاداتمونو به نابودی میکشونه
 اصلا نمیدونم چی درستِ ؛ چی غلط
از  یه طرف عاشق اعتقاداتم هستم
 از طرف دیگه آمار بالای سارقان افراطی مذهب
 باعث شده تردیدی تموم وجودمُ پر کنه
 مرد هراسی هر روز بیشتر از قبل باعث تنها تر شدن زنان سرزمینم شده
 دقیقا همینجاست که باید بگیم 
 مردای خوب سرزمینم دارن فدای جهل و بی خردی  بعضیا میشن  
 هر روز بیشتر ترس و تردید وجودمُ پر میکنه
 چون نمیدونم
 چی به سر انسانیت آدمای سرزمینم میاد
 خدایا
 آدم های سرزمینم
 فقط تو را  دارند و دیگر هیچ
  پناهشان باش

+ نوشته شده در  دوم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |