عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

بزم عشق

 


 محبوبم
 با هر کسی , هر کجا هستی , در این روز مبارک
 حلال یا حرام دشمن یا دوستش برایم مهم نیست
 امروز وقتی در کنارشان , شیرین ترین لحظه های شاد بودنت را تجربه می کنی
 وقتی نفس به نفس , درون شعله های روشن مقابلت زیر لب داری آرزو می کنی
 باور کن
 اویی که جایگاه مرا در این جشن پر کرده
 همانیست که فاصله شده بینمان
 همانیست که از تو برایم هوسران ترین مرد دنیا را ساخته
 او درون بزم عشق من نشسته
 با محبوب ترین مهربان روزگارم دارد خوش می گذراند
 و نمی داند
 حتی ابلیس ترین مهربانو های عالم
 در تمام روزگار نتوانستند
 مانعی برای , عشق دو عاشق باشند
 به او همین حالا ؛ همین لحظه بگو
 هنوز خدایی دارم که از عشق ماندگارم مواظبت می کند
 مبارکت باشد  , جای خالی من در کنار نابود گر عشقمان

+ نوشته شده در  ششم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۳ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |