آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما
شادي هايم را ورق بزن از پايان به آغاز
انقدر ورق بزن تا برسي به آنجا كه
دليل شادي هايم را بيابي
دوباره باز گرد بيا بيا بيا
تا به جايي برسي كه لبخند هايم محو شد
همان جا بمان
آري همان جا
تا بداني دليل اين همه غم هاي متوالي را
دوباره بيا بيا بيا
تا برسي به انتها ي امروز
كاش مي فهميدي
تو با قلب ويرانه ي من چه كردي ؟ ببين عشق ديوانه ي من چه كردي ؟
خاطره هايت را از بس مرور كردم حرف به حرفشان در تمام وجودم حك شده
من كه در آرامش خودم داشتم زندگي مي كردم
بگو با حال خوش دورانم چه كردي ؟
شده ام شهرزاد قصه گوي هزار و يك شب بي مَلِك
تاوان عشق چقدر سخت و طاقت فرساست
براي كدامين گناه نكرده تاوان مي دهم
خودت بگو
مگر لايق تكيه دادن نبودم ؟ تو با حسرت شانه ي من چه كردي ؟
هنوز هنوز در اتاقم قدم مي زنم
به دنبال يك دليل قانع كننده مي گردم
و اين چراييست كه هرگز پاسخي برايش نيافتم
سرنوشت وقتي در خواب عشق تو فرو رفتم
راهمان را جدا كرد
و تو در تمام گذشته ام گم شدي
در تمام حسرت هايم چشم مي دوزم به سقف
ببين تو با سقف كاشانه ام چه كردي ؟
راوي قصه هاي
آدم هايي شده ام
كه معنا ي عشق و احساس را نمي دانند
ولي خودشان را خوشبخت تر از امثال من مي دانند
آدم هايي كه عاشقند اما به هر قيمتي
و نمي دانند عشق قيمت ندارد
و نمي دانند ماندن در يك عشق ماندگار لياقت مي خواهد
و نمي دانند چقدر خوشبخت زمانه منم وقتي هنوز هنوز به عشق پاكم ايمان دارم
http://dl.saba-music.com/dl/music/sajad/Mostafa%20Zamani%20%26%20Majid%20Velayati%20-%20Che%20Kardi.mp3
قدم مي زنم در لحظه هاي رمضان
قدم مي زنم در لحظه هايي كه با سرعت بالا قصد طي شدن دارند
راستي اين چندمين رمضان بي توست ؟
من به اين سحرگاهها و غروب هاي انتظار عادت كرده ام
من هر شب تا همان سپيده پلك بر هم نمي زنم
مبادا لحظه اي غافل از اين عشق بي پايان شوم
من تا همان غروب دعا
لحظه لحظه شايد هر لحظه چند بار توبه مي كنم
نه به خاطر گناههايم
نه به خاطر هر آنچه مي انديشي
من توبه مي كنم
از اين همه دوست داشتنت
از اين همه چرا هاي دورانم
و چرا زمان بي قرار شده
حواست هست ؟
انگار زمان هم بي تاب رسيدنت شده
انگار لحظه ها بي خيال آدمها شده اند
دارند مي دوند و همه ي نفس ها را به دنبالشان مي كشند
تو در كدامين آسمان داري نگاهم مي كني ؟
چه مي شود
اگر روزي من ، آري من به آنهايي كه دارند به اين همه بي قراري من مي خندند بخندم ؟
چه مي شود روزي من در جشن رسيدنت ميزبان شادي هاي تو باشم ؟
اي كاش مي دانستي تو تو تو
تنها ماه من هستي
ماه من فقط من
http://sv.jenabmusic.com/96/Azar/08/Evan%20Band%20-%20Mahe%20Mani.mp3
دوباره فصل بي گناهي آمد
دوباره آدمها سلاحشان را زمين مي گذارند
تا يك ماه به خاطر همه ي گناه هايشان مغفرت طلبي كنند
دوباره رمضان آمد
اي كاش آدمها روزي بفهمند
رمضان فقط ماه پاك شدن نيست
رمضان ماه ياد آوري گناهان مرتكب شده است
آدمهايي كه بيرون از رمضان هر كاري دلشان مي خواهد مي كنند
اما درون رمضان طلب عفو مي كنند
بي گناه مي شوند به قول معروف آدم مي شوند
بايد آموخت
قرآنه شب هاي قدر در همه ي لحظه ها هست
بايد آموخت طلب مغفرت كردن در همه ي لحظه ها هست
خداوند كه فقط در رمضان فرصت بخشش قرار نداده
خداي مهربانم هر لحظه هر موجودي را مورد عفو خود قرار مي دهد
فقرا فقط رمضان گرسنه نيستند آي آدمها
گرفتاران مشكل فقط رمضان توجه نمي خواهند
بي كسي لحظه و روز و ماه ندارد
افطاري يعني يادت هست
كجاي اين روزگار كسي گرسنه است ؟
سحري يعني
يادت هست كجاي اين روزگار
كسي به خاطر فقر و گرفتاري خواب ندارد ؟
روزه فقط گرسنگي كشيدن و افتخار تعداد بالاي روزه گرفتن نيست
روزه يعني
حالا فرصت پيدا كردن بي كسي هاست
حالا بفهم
كه يازده ماه
آدمهايي هستند كه فقط يك وعده
آن هم در حد زنده ماندن غذا مي خورند
رمضان و افطاري و سحري و روزه
هر كدامش يك دنيا معنا دارد
اي كاش همين ماه رمضان ، همين اولين سحر گاه
آدمهاي سرزمينم
يك تصميم درست بگيرند
براي آنهايي كه شب هاي قدر به جاي بخشش گناهان
از خدا روزي مي خواهند
به جاي خواندن قرآن
از خدا آرامش مي خواهند
به جاي اعمال ماه رمضان
در حال ريختن اشك هاي از سر خجالت براي فرزندانشان هستند
خدايا به حق اين ماه عزيز
به حق تك تك كلمات جاري شده از زبان بنده هايت
قسم مي دهم تو را
كه اسباب حل مشكلات آدم هاي سرزمينم را فراهم كني
تا ديگر هيچ فقيري در سرزمينم نباشد
تا دستان خير روزي گشاده گردد
خدايا راه و روش آدم شدن را به همه ي بنده هايت بياموز
رمضان ماه ميهماني هاي پاك است
نه ميهماني هاي از سر ابراز تكبر
پهن كردن سفره هاي رنگين براي آدمهاي سير كه هنر نيست
آبروي انسانيت در برابر آدمهايي حفظ مي شود كه محبوب الهي هستند
رمضان ماه ترك عادت هاي زشت است
يعني از بعد از آن ديگر فراموش كن عادت هاي بد غير انسانيت را
روزه داري حرمت دارد
اگر در حفظ حرمت اين ماه كوتاهي كنيد
وااا حسرتا بر آدمهايي كه نفهميدند
و هنوز هنوز نمي دانيد خداوند ناظر اعمال شماست
كسي مي گفت
يه روز رفته بودم اداره ي بي نگاهان
وقتي وارد اتاق شدم
كسي در حال گفتگو بود
من اومدم حق بي نگاهي مي خوام
صاحب اداره بي نگاهي گفت
كار داري ؟
نه
پدر داري ؟
بله
شرايطشو نداري
تا اومدم برم جلو كارمُ بگم
يه نفر دوييد تو
گفت
من خيلي وقته دنبال حق بي نگاهي هستم
تو رو خدا درستش كنين
كار داري ؟
نه
خونه داري ؟
ماله پدرمه
شرايطشو نداري
نفر بعدي اومد تو
من چند ساله دارم دنبال اين هزينه مي دوم
كار داري ؟
نه
معلوليت داري ؟
بله
چند تا ؟
همين بي نگاهم
شرايطشو نداري
ولي من نيازمندم
برو شرايطشو نداري
بعد به من نگاهي كرد گفت شما چيكار داري ؟
گفتم ميدونم اصلا شرايطشو ندارم
اومدم بيرون
ولي خداييش
اگه من صاحب اداره بي نگاهي بودم
اين هزينه هاي دريافتي را بين همه ي بي نگاهها به طور مساوي تقسيم مي كردم
فايدش اينه كه
اگر فرد بي نگاه با يه بي نگاه مثل خودش متعهل مي شد
اين هزينه را دو برابر دريافت مي كرد
اونايي كه با فرد سالم ازدواج كردند همون هزينه براشون كافيه
تا بفهمند
آخر عشق فرد سالم هيچي نيست
هيچكس حق نداره به خاطر خواستش يه فرد سالم را اسير مشكلات خودش بكنه
وام ازدواج مي دادم فقط به زوج هاي هر دو معلول
اينم خوبيش اينه كه
تشويق بشن برن با آدماي مثل خودشون احساسشون را تقسيم كنند
تازه به اونايي كه با فرد سالم مزدوج شدند هيچ امكاناتي نمي دادم
تا بفهمند
وقتي اونا يه فرد مثل خودشون را لايق نميدونن
كسايي هم هستند كه به تصميم اونا احترام نمي ذارند
وقتي آمار مجرد هاي معلول را ديدم
خيلي ناراحت شدم
چون تعداد خانم هاي معلول ده برابر آقايون بود
خلاصه عدالت بي نگاهي بايد بررسي بشه
يادمون نره هنوز براي خوب بودن يا خوبي كردن آدماي بيكاره مثلا داراي كار زيادند
اميدوارم يه روزي جاي آدماي بي شرايط با آدماي مثلا شرايط دار عوض بشه
البته اگه خدا بخواد ميشه پس بخواه خداي مهربونم
براي كدامين ثانيه هنوز ايستاده اي در برابرم ؟
اي كاش همه ي آدم هاي روزگارم تو را فراموش كنند
اي كاش هرگز ديگر كسي تو را نشناسد
آري خيلي خوبتر مي شود وقتي تو تنها غريبه ي روزگارم مي شوي
در التهاب لحظه ها صداي تو نا مفهوم ترين صداي عالم شده برايم
اي كاش ديگر حتي صداي تو را نشنوم
تمام خاطره هايت را به همان دوران سپردم
همان دوران همان آدمها
آري همان ها كه هنوز از تو حمايت مي كنند مبادا
دوباره آن روزگار لعنتي تكرار شود
تو بي خبري از همه ي دانسته هاي من
آن خبر هايي كه همان آدم هاي فراق پيشه ي تو برايم آوردند
و حالا هنوز ايستاده اي در برابرم
چه مي خواهي از يك قلب فراموش شده ؟
چه مي خواهي از دنيا يي كه از تو ديگر متنفر است ؟
چه مي خواهي بگويي ؟
قصه ي خوشبختي تو رنج آور ترين قصه ي دنياست برايم
چه مي خواهي بگويي ؟
به وصال رسيدنت را ؟
يا نه به سامان رسيدنت را ؟
اي كاش هرگز با تو هم دوره اي نمي شدم
اي كاش هرگز رهگذر روزگارم نبودي
اي كاش وقتي با همان مهربانو ي روزگارت غرورم را مي شكستي
در ميان دوره رها مي كردم هر آنچه نشان از تو داشت
ديگر سراغ من نيا
تو را قسم مي دهم به جان همان معشوقه ات
اگر لحظه لحظه در تمام آن دوره
عشق ديگري را برايت فرياد مي زدم
شايد تنفر تو و معشوقه ات بار ها مرا به فنا كشانده بود
نه اينكه حسي به تو داشتم ها نه
از اينكه ديگران داستان افكار شومشان را ساختند و
من بازيگر اين قصه بودم
هنوز هنوز پريشانم
دنيا ي تو با من يك دنيا ي ناشناخته بود
تو غرق در مذهب افراطي خود
ولي من غرق در دنيا ي پر احساس خودم بودم و هستم
هنوز آدم هاي روزگارت از عشق بازي تو و معشوقه ات مي گويند
يعني فنا شدنم انقدر برايشان زيباست ؟
از ديدن تماس تو از شنيدن صداي تو متنفرم
تا ابد بفهم تا ابد
مي خواهم قصه اي برايت تعريف كنم
روزي چند جوانه كافه اي قمار باز
در حين قمار بحثي را به ميان كشيدند
غرور جواني يكي بيشتر از ديگري شد
جوانه كافه اي مهربانويي را نشانه رفت
و اين بار بر سر شكستن سكوت او شرط بستند
يكي شد جوان مذهبي خيابان و ديده بان ناموس
ديگري شد عاشق نمادين و خبر گير مهربانوي گلبرگ كوچك
ديگري شد نظاره گر و ديگري حمايت گر
خلاصه
نمي دانستند مهربانوي اصلي قصه كه در واقع سن فرزندش را داشتند
جايي در گوشه اي از روزگار سرش به كار خودش است
و با اين مردم بيكار كاري ندارد
دارد يك گوشه اي از اين روزگار زندگيش را مي كند
جوانان قمار باز هر كدام در مسئوليت غرور سازشان قرار گرفتند
اما هيچ از آن مهربانوي اصلي قصه نمي دانستند
كارشان همين شد و همين
عاشق نمادين از زرق و برق گفت از عشق بي انتها گفت
از تمام خوبي هايي كه آن مهربانوي گلبرگ مي خواست گفت و گفت
اما باز هم نمي دانست مهربانوي گلبرگ شيوه ي كار خودش را بهتر مي داند
ذره ذره جوانه كافه اي را به سمت دام خودش هُل داد
تا اينكه عاشق نمادين در دام و ديده بان ناموس در خامي و سايرين در حيرت اشتباه در مورد مهربانوي اصلي قصه شدند
حالا آن كافه شده منبع عشق بازي عاشق نمادين و مهربانوي گلبرگ
سايرين هم در قمار خود فرو رفتند
حالا اين قصه را گفتم
تا اي كاش اين عاشقي نمادين و نقشه ي منحوس قمار بازان كافه اي به ضرر هيچكدام تمام نشود
هنوز ريشه هاي مهربانوي گلبرگ در پريشاني هستند
ولي چه مي شود كرد
وقتي يك غرور بي جا ، يك انتخاب ابلهانه ، يك اشتباه افراد زيادي را به تباهي مي كشد
مهربانم گاهي انقدر كلافه مي شوم
كه باور شكستن ريشه ها پريشانترم مي كند
چه مي شود كرد وقتي عشقشان عاقلانه نيست
چه مي شود كرد وقتي يكبار ديگر گلبرگي اشتباه پيوند مي خورد ؟
و گفت
بي نگاهي گلبرگ هايم را پذيرفته
گفتم بي نگاهي بهتر از گناه پيشه بودن است
گفت به خاطر بي نگاهي گلبرگ هايم انتخابش كردم
گفتم انتخاب راه اشتباه را دليلش را بي نگاه بودن ديگران ندان
گفت بي نگاهي گلبرگ هايم را جدي نمي گيرد
گفتم سودي كه او مي برد بهتر از چاهيست كه نسيب تو مي شود
گفت بي نگاهي گلبرگ هايم مرا به سمت او كشاند
گفتم راه تكراري هرگز از سردر گمي نيست
گفت مي توانم روي دوست داشتنش حساب كنم چون بي نگاهي گلبرگ ها را پذيرفته
گفتم تو قبل از اين بهانه اي ديگر داشتي
و مهربانم ببين چگونه امروز صاحبان پيوند
دليل سختي هاي از سر ابلهي خودشان را بي نگاهي گلبرگ هايشان مي دانند و
نمي فهمند خودكرده را تدبير نيست
اين آهنگ هم تقديم به كساني كه در قمار عشق براي خودشون دام مي سازند نه ديگران
http://dl.myfaza2music.ir/faza/Amir%20Shamloo%20-%20Ghomaare%20Eshgh_1.mp3
در اولين نگاه بي مقدمه
در همان سرنوشت بي انتها
درون احساسي غرق شدم
و دلم مي خواست بگويم با همان سكوت هاي مخصوص خودم
تو آمدي
تا من به پاي تو يك عمر بمانم اما تو نه
نمي دانم جبران عشقي كه به تو دادم چه بود ؟
چرا من به تو عشق دادم و تو درد بي انتها ؟
تو مهربان من بودي
نمي دانم چرا اين عشق تو را نا مهربان كرد
در تمام سالهاي انتظار عشق تو بالهاي وجودم بود
شايد تاوان يك احساس پاك همين بود همين
از وقتي خواب فراق تو را ديدم
از وقتي دانستم تنهايي سهم نگاه غريبم خواهد شد
آنوقت بود كه همين دوستش دارم گرداب نابودي خودم شد
لحظه لحظه يك خيال مرا تا مرز فنا شدن برد
اما هر آنچه در همه ي اين سالها از تمام لحظه هايم از يك حس پاكم گرفتي باشد حلالت
از داغ بزرگي كه نگاهت به دلم دوخت يك شهر به حال منه ديوانه دلش سوخت
http://dl.myfaza2music.ir/faza/Ehsan%20Khajehamiri%20-%20Gerdaab.mp3
مهربانم
از اينكه تمام رويا يم
پر شده از بودن هاي تو
پر شده از همين نگاه بي منت
از تمام لحظه لحظه دوستت دارم هاي ساده ي عاشقانه
از اينكه خداوند تو را به رويايم هديه كرد
تك تك خاطره هايم پر شده از احساس پاك عاشقانه هايمان
از اينكه در رويا با تو خاطره مي سازم
از اينكه باور هر نگاه صبح و شامم داشتن توست
از اينكه بودنت
روزنه هاي اميدواري مرا پر نور تر كرده
ممنونم
در تمام اين
نمي دانم هاي بهاري
كلافگي هاي از سر بيماري
گرماي از سر تب هاي طوفاني
سرفه هاي آلرژي ساز بهاري
در تمام خستگي هاي از سر نا اميدي
اين عشق تو بود كه هر بار برايم دست تكان داد
اين عشق تو بود
كه آمد شد تكيه گاه هميشگي
شد ناجي من در آفت هاي روزگار
شد سيلي محكمي بر صفحه ي نا مربوط بد تينتان
ممنونم
كه عشق تو اگر وصال نداشت
اگر لحظه اي ديدار نداشت
اگر فقط در رويا بود
ولي
تو اومدي تا نبض من منظم بزنه
و همين حال خوبم برايم كافيست
https://archive.org/download/GarshaRezaei.mp3/GarshaRezaei.mp3.mp3
داشتم متن مي خوندم كه يه دفعه يه داستاني يه خاطره
از يه نفر حالا اون يه نفر كي بود و كي هست
به من و مخاطبام ربطي نداره
اين مهم هست كه
اون خاطره در مورد يه مهربانويي بود كه با عشق كادوييش ابراز خوشبختي مي كرد
آره عشق كادويي
يعني من اسمش را گذاشتم عشق كادويي
اول بذاريد براتون بگم عشق كادويي چي هست اصلا
راستش من به عشقايي كه فقط با كادو تمديد ميشه ميگم عشق كادويي
كه اين روزا و اين دوره فراوون شده
تا طرف مياد به قول نسل امروز كات كنه
مي پرند يه سري وسايل مي خرند
حالا مي خواد اون وسايل مورد استفاده ي اون كات كننده قرار بگيره يا نگيره به جهنم
خلاصه پولا را به قول قديميا مي ريزند توي چاه
كه شايد شايد
اون طرفه مدتي عاشق مدتي بيشتر عاشق بمونه
چي گفتم بَه بَه smile
حالا بعد از اين اتفاقات توي صف كات جدي طلاق و مهريه و تا تهش
نشين گريه كن از كجا بيارم
حقته اون موقع كه هي هي كادو هايي مي خريدي كه براي بازيافت هم مفيد نبود
مي خواستي فكر حالاتم بكني
از همون جا كه عشقتو اوردي برو مهريه را هم پرداخت كن
چقدر والدينت گفتند
اوهُ نكن پشيمون ميشي ها
هي مثل صداي ضبط شده گفتي
همه ي جوونا همين كار را مي كنند
پس جنابعالي هم مثل همه ي جوونا بفرماييد مهريه پرداخت كنيد
خلاصه اون مهربانو
خاطره هاش را خوندم و خوندم
هي گفتم بَه بَه
كي ميگه اين عشقا بده ؟
چقدر رويايي ؛ چه خوب
خوش به حالشون عاشقي را تجربه كردند
يه دفعه نشانگر پريد تهه صفحه
كه اوووو
عشق كادويي تركيده بود
خخخ
از قرار مهربانش
يه كادو به اين عشق مي داده
كادوي اينو مي داده به عشق بعدي
ديگه متنا شده بود
آي بدبختي ؛ آي بد شانسي ؛ آي چه كنم ؟
برام جالب شد
بهش پيام دادم
گفتم خب حالا كه اتفاقي نيفتاده رفت دنبال زندگيش
گفت چي رفت دنبال زندگيش ؟
با سه تا بچه رفت سراغ بعدي
منم گفتم
پس خاك همه ي هفت عالم تو سرت با اين عاشق شدنت
گفت فعلا
اون در حبس و من در انتظار دريافت نفقه و مهريه
گفتم ديگه كادو نمي خواي ؟
گفت
شكم بچه هام را بتونم سير كنم برام كافيه
و همچنان اين عشق كادويي و صف طلاق هست كه طولاني تر ميشه
و اين آدمها هنوز نفهميدند
عاشقي لياقت مي خواد عشق حرمت داره
امروز داشتم دنبال سوژه مي گشتم
كه يكدفعه فيلتر تلگرام اومد توي ذهنم
به نظر من فيلتر يعني
تابلوي خوشي بگير
حالا ما با اين همه پيام هاي مفيد كه توي تلگرام جا مونده
پاسوز اونايي شديم كه حوصله ي خوب موندن نداشتن
آخه شما كه تر و خشك را با هم سوزوندين
خودتون بگين ماها چطوري از پيام رسان هاي نا مناسب براي بي نگاهان استفاده كنيم ؟
سري زدم به پيام رسان هاي داخلي
بيچاره نرم افزار گويا ي بي نگاهان تا صفحه را ديد مُرد
اصلا از اين همه نميدونم چيه سكته كامل را زد
آخه شما اول بيا زمينه را فراهم كن
بعد اين بي نگاهاي از همه جا رونده را آواره كن
خلاصه فيلتر براي من و امثال من خود خوشي بگير شده
حالا هم طوري اين خوشي بگير براي ما عمل كرده
كه كلا گويا بشه نشه فرقي نمي كنه
خلاصه خواستم اينجا به دوستاي گل تلگراميم اعلام كنم
تا اطلاع ثانوي كه اين خوشي بگير مشكلش
با آدم بداي قصه حل نشه
ميريم تعطيلات
چون هيچكدوم از پيام رسان هاي داخلي براي ماها ساخته نشده
بيچاره بي نگاهها
با هزار دردسر من مي تونم اون نمي تونه
تلگرام را مناسب سازي كردند
تا اينكه اومديم دعاشون كنيم
يه تابلوي خوشي بگير چسبوندن روش
حالا شما ها با اونا مشكل داري برادر
بگو ماها چه كنيم ؟
تا اينا بخوان پيام رسان ها ي داخلي را براي نگاهدارا مناسب سازي بكنند
يه قرني بايد صبر كنيم تا به ماها برسه
اين متن را اينجا نوشتم
چون ديدم يكي از متنهاي گذشتم توي اخبار تاثير گذاشته بود
اينم نوشتم شايد اون مسئوله براي بي نگاهها هم چاره اي انديشيد
مسئول محترم كاش فقط آدم بداي قصه و كاراشون فيلتر مي شدند
ميذاشتي ما به كار مفيد خودمون و آموزشهامون برسيم
خلاصه اوضاع بي نگاهها اصلا خوب نيست
همشون به قول معروف دچار افسردگي حاد شدند
اون همه زحمتشون براي مناسب سازي تلگرامم پريد
خدايا تو بگو چه كنيم ؟
كسي گفت بنويس برايم از همان حس ترك خورده
گفتم كجاي دنيا آدمها حس ترك خورده مي خرند ؟
گفت
حس تو اگر ترك خورد از نا مردمي ها بود
از بي لياقتي آدمها بود
از بي مروتي تبر هاي بي ريشه بود
گفتم حسي كه شكست ديگر شكسته
آدمها چه مي فهمند در زير همه ي شكستن ها چه مي گذرد
گفت در متني از خودت خواندم
عشق واقعي را آدمهايي مي فهمند كه دنبال دل شكسته اند
گفتم شايد آن روز ها در نگاهي غيرت ديده ام
گفت آنچه تو ديدي غيرت نبود
مهربان نمايي بود منفعت پسند
گفتم آدمها را چه سخت مي شود شناخت
گفت روزگار هر بدي داشته باشد
يك خوبي هم دارد
گفتم خوبي ؟
گفت آري
روزگار در سختي ها ذات واقعي آدمها را نشان مي دهد
گفتم تا تهه شكستن يعني نشان دادن ؟
گفت آري
روزگار تو را مي شكند و تكه هايت را سر راه آدمهايي مي اندازد
كه دنبال خوشبختي هستند
گاهي بايد دل شكسته خريد
من با تمام مهربانيم بند مي زنم دل شكسته ات را
گفتم دل شكسته زيبا نيست
گفت
دلي كه نشكند اعتباري به آن نيست
هر لحظه امكان جفايش هست
گفتم خوب من تو كيستي كه انقدر مرا مي فهمي ؟
گفت من
هماني هستم كه بي ريا دوستت دارم
بي منت حمايتت مي كنم
و بي هوس به تو عشق مي ورزم
گفتم فهميدم
تو خداي من هستي و بس
از يك نوجوان مذهبي پرسيدم
هدفت براي عضويت در بسيج مردمي چي بود ؟
لبخندي زد گفت خب معلومه
تخفيف دوران سربازي و در اولويت قرار گرفتن در همه ي مراحل آينده
گفتم پس تكليف عشق و اعتقاد قلبي چي ميشه ؟
باز هم خنديد گفت
برو بابا كي ديگه براي اينا ارزش قائله ؟
گفتم
بودند و هستند آدمهايي كه هنوز با عشق و اعتقاد قلبيشون از حريم پاك ميهنشون
از جان و مال آدمهاي سرزمينشون محافظت كردند و مي كنند
با تعجب نگاهي به من كرد گفت مثلا كيا
؟ گفتم كساني كه با عشق و اعتقاد قلبيشون شدند نماد شجاعت براي تك تك آدم هاي اين سرزمين
سربازان گم نام امام زمان عج
شما رابه خاطر همه ي رشادت هايتان
همه ي امنيت هاي انساني ؛ امنيت هاي به جايي كه با همين عشق و اعتقاد قلبيتان نسيب آدم هاي سرزمينم كرديد
به دست مولاي مهرباني ها
به دست سررورم مولاي بي كسي ها
همدم مظلومين يگانه مُنجي عالم بشريت
مولاي بي قراري هايم امام زمان عج مي سپارم
و اميدوارم تا ابد محافظ جان و عشق و اعتقاد قلبيتان باشد
روزتون مبارك
اين متن هم تقديم به كسي كه گاهي از اين سرزمين عشق ماندگارم مي گذره و همچنان گم نام است روزت مبارك
سالهاست آرزو دارم روزي عدالت شغلي در سرزمينم اجرايي شود
اي كاش روزي
در شرايط استخدامي به جاي
پول ؛ پارتي ؛سهميه ؛ سابقه ي كار
گزينه هاي
استعداد ، توانايي ،ميزان تحصيلات ؛ مهارت
جاي همه شرايط نمادين را بگيرد
اي كاش روزي عدالت شغلي سرزمين من زبان زد جهاني شود
كه همين گزينه ها
ستاره هاي سرزمينم را مجذوب غربت كرده
و حالا هم بدتر از قبل شده
در بين شرايط ديدم
سقف سني و سلامتي جسمي و روحي هم اضافه شده
اگر روزي عدالت استخدامي اجرايي شود
سرزمين من از نظر استعداد و توانايي بالاترين سرزمين خواهد شد
در بين آدم هاي عادي عادي
وقتي نظاره مي كنيم
آنوقت مي فهميم
آدم هاي عادي چقدر توانا هستند
نمونه ي اين آدم هاي عادي
همين فايل هاي صوتي و تصويري كه ساخته مي شود ، نرم افزار ها ؛ كار هاي ساده ي فني متن هاي زيبا و غيره را بايد سنجيد
استعداد در بين آدم هاي
بي پول ؛ بي پارتي ؛بي سهميه ولي با تحصيلات بالا
از خيلي ها بالاتر است
اي كاش روزي آزموني برگزار شود با نماينده هايي از هر دو طرف
بين افراد عادي و افراد خاص
آنوقت مشخص مي شود جسم و روح آدم هاي سرزمينم چقدر ارزشمند است
و بايد براي سپردنشان به دست ديگران بسيار بسيار نكته سنج شد
اگر عدالت شغلي روزي اجرايي شود
هر كسي طبق توانايي خودش داراي شغل مي شود
در اين دوره كمتر كسي شغلي مطابق با علم و مهارت خود دارد
و نتيجه اش به همين خاطر مطلوب نيست
وقتي عشق به كاري نباشد دلزدگي مي آورد
اگر عدالت شغلي اجرايي شود معذل بيكاري براي هميشه حل خواهد شد
اما اگر كسي روزي بتواند به راحتي براي راهي كه با عشق پيموده
درآمدي كسب كند
آن وقت سرزمين من كاري خواهد كرد كه ستاره هاي علم و دانشش با عشق به آغوشش باز گردند
خداي مهربونم در اين روز ها و شب هاي عزيز شعبان
از تو مي خواهم
آدم هاي سرزمينم را به آن روزيه حلالي برسان كه لايقش هستند
چرا كه روزي همه ي موجودات زنده در دست توست فقط تو
باران زينت بخش سرزمينم شده
سپاهانم پس از سالها لبخند تراوت بر لب دارد
پس از سالها خشم و كينه
يادم هست پدربزرگ مي گفت هرگز در تمام دوران عمر خشم سپاهان را نديده ام
كجايي پدربزرگ تا ببيني
سپاهان خشم خود را نشانمان داده ؟
كجايي تا ببيني لبخند دوران خوش تو از لبان سپاهانم رفته ؟
حالا دوباره ميل باريدن گرفته
سپاهانم باور كن عشق براي تو زيباست دوست داشتن با تو قشنگي دارد
رود تو با همه ي اين خستگي ها جاري خواهد شد
اين باران هاي بهاري نويد خوشبختي تو را مي دهند
سپاهانم شادي دوران براي توست
روزي دوباره خواهد آمد كه رود تو زندگي را به آدمها هديه كند
روزي خواهد آمد كه دوباره در كنار جاري رود تو به يكديگر عشق بورزيم و به خوشبختيمان افتخار كنيم
سپاهانم زندگي دوباره به وجودت باز خواهد گشت اين باريدن هاي بهاري پاسخ مناجات دوست داران توست
بهار زيباي من بهار عشق من تو را به هر آنچه مبناي زيبايي توست قسم مي دهم
شادي و تراوت ؛ عشق و لبخند را دوباره پس از سالها سختي به سپاهانم بازگردان خداوند پشت و پناه توست تا ابد
/
هفته ي اصفهان زيباي من مبارك
مهربانم سري بزن به رويا ي نا تماممان
رويايي كه هميشه خوب بود و خوب ماند
مهربانم ديگر حال آدم قصه خوب نيست
عمريست اُزلت نشين اين خراباتم
دستانم ياري تو را مي طلبد و اشكهايم شانه هاي تو
نگاهم در جا نگاهي قلب تو جا مانده همان جا همان نقطه ي تلاقي
نگاهم را ربوده ام از هر نگاه بي معنايي از هر نگاه افسار گسيخته ايي
سالهاست پس از ميلادم دلم مي شود كودتاي مرداد
واقعا نمي دانم تو خيلي بي وفا بودي يا من زيادي دوستت داشتم ؟
سالهاست آهسته تر شدن قدمهايم را حس مي كنم
سالهاست نمي دانم در اين كوي آدمها از تمام باورم چه مي خواستند ؟
سالهاست دنيا ي دلم بي معناست جنس شادي را نمي شناسم
حالا مي دانم نبايد به هر نگاهي اعتماد كرد
حالا مي دانم آدمها خودشان هم نمي دانند از دنيا چه مي خواهند ؟
حالا مي دانم عشق فقط فقط يك ستون براي ايستادن است و همين
مهربانم ديگر گزينه ي احساس را از تمام وجودم حذف مي كنم
ديگر بايد قدم هاي عالمانه برداشت عاشقانه ها ديگر براي ما نيست
فقط مي نويسم براي عاشق هايي كه هنوز اسير نمي دانم ها هستند
هنوز مي نويسم براي آدم هايي كه مي توانم در عشق زبانشان باشم
يادت هست گفتم
از وقتي صفات بد آدم ها را ديدم بخشيدن را فراموش كرده ام ؟
و حالا تمام انتظارم تمام ايثارم تمام هر آنچه دلم با من كرد را براي همه ي آدم هاي روزگارت مي خواهم
تا بداني عشق والا ترين واژه ي انسانيت است اما اگر لايق باشي
http://sv.jenabmusic.com/94/dey/9/Amir%20Azimi%20-%20Film%20Sigar%20Khab%20%5B320%5D.mp3