عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

قمار عشق

 

مي خواهم قصه اي برايت تعريف كنم
 روزي چند جوانه كافه اي قمار باز
 در حين قمار بحثي را به ميان كشيدند
 غرور جواني يكي بيشتر از ديگري شد
 جوانه كافه اي مهربانويي را نشانه رفت
 و اين بار بر سر شكستن سكوت او شرط بستند
 يكي شد جوان مذهبي خيابان و ديده بان ناموس
 ديگري شد عاشق نمادين و خبر گير مهربانوي گلبرگ كوچك
 ديگري شد نظاره گر و ديگري حمايت گر
 خلاصه
 نمي دانستند مهربانوي اصلي  قصه كه در واقع سن فرزندش را داشتند
 جايي در گوشه اي از روزگار سرش به كار خودش است
 و با اين مردم بيكار كاري ندارد
 دارد يك گوشه اي از اين  روزگار زندگيش را مي كند
 جوانان قمار باز هر كدام در مسئوليت غرور سازشان قرار گرفتند
 اما هيچ از آن مهربانوي اصلي قصه نمي دانستند
 كارشان همين شد و همين
 عاشق نمادين از زرق و برق گفت از عشق بي انتها گفت
 از تمام خوبي هايي كه آن مهربانوي گلبرگ مي خواست گفت و گفت
 اما باز هم نمي دانست مهربانوي گلبرگ شيوه ي كار خودش را بهتر مي داند
 ذره ذره جوانه كافه اي را به سمت دام خودش  هُل داد
 تا اينكه عاشق نمادين در دام و ديده بان ناموس در خامي و سايرين در حيرت اشتباه در مورد مهربانوي اصلي  قصه شدند
 حالا آن كافه شده منبع عشق بازي عاشق نمادين و مهربانوي گلبرگ
 سايرين هم در قمار خود فرو رفتند
 حالا اين قصه را گفتم
 تا اي كاش  اين عاشقي نمادين و نقشه ي منحوس قمار بازان كافه اي  به ضرر هيچكدام تمام نشود
 هنوز ريشه هاي  مهربانوي گلبرگ در پريشاني هستند
 ولي چه مي شود كرد
 وقتي يك غرور بي جا ، يك انتخاب ابلهانه ، يك اشتباه افراد زيادي را به تباهي مي كشد
 مهربانم گاهي انقدر كلافه مي شوم
 كه باور شكستن ريشه ها پريشانترم مي كند
 چه مي شود كرد وقتي عشقشان عاقلانه نيست
 چه مي شود كرد وقتي يكبار ديگر گلبرگي اشتباه پيوند مي خورد ؟  
  و گفت
 بي نگاهي گلبرگ هايم را پذيرفته
 گفتم بي نگاهي بهتر از گناه پيشه بودن است
 گفت به خاطر بي نگاهي گلبرگ هايم انتخابش كردم
 گفتم انتخاب راه اشتباه را دليلش را  بي نگاه بودن ديگران ندان
 گفت بي نگاهي گلبرگ هايم را جدي نمي گيرد
 گفتم سودي كه او مي برد بهتر از چاهيست كه نسيب تو مي شود
 گفت بي نگاهي گلبرگ هايم مرا به سمت او كشاند
 گفتم راه تكراري هرگز از سردر گمي نيست
 گفت مي توانم روي دوست داشتنش حساب كنم چون بي نگاهي گلبرگ ها را پذيرفته
 گفتم تو قبل از اين بهانه اي ديگر داشتي
 و مهربانم ببين چگونه  امروز صاحبان پيوند
 دليل سختي هاي از سر ابلهي  خودشان را بي نگاهي گلبرگ هايشان  مي دانند و
 نمي فهمند خودكرده را تدبير نيست
 اين آهنگ هم تقديم به كساني كه در قمار عشق براي خودشون دام مي سازند نه ديگران  
 

 

http://dl.myfaza2music.ir/faza/Amir%20Shamloo%20-%20Ghomaare%20Eshgh_1.mp3

+ نوشته شده در  بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |