شب آرزو هاتون مبارک
امیدوارم امشب به همه ی آرزو هایی که رضایت خداوند را در بر داره برسید دو اجرای زیبا تقدیم به شما
شعر شب آرزو
آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما
امیدوارم امشب به همه ی آرزو هایی که رضایت خداوند را در بر داره برسید دو اجرای زیبا تقدیم به شما
شعر شب آرزو
-
توی این دنیا ی درهم و بر هم من فقط , فقط عاشق کودک درونمم
که هنوز فعال ترین نقطه ی شادی های منه
کودک درون من عاشق شادیای بی دلیله
وقتی کودک درونم فعال میشه
دلم می خواد
آواز بخونم متنای خنده دار بخونم برای خودم ترانه های شاد پخش کنم
تنهایی وقتی کودک درونم فعال میشه دنبال بهونه می گردم
بهونه برای شادی
من دنیای خودمُ دارم
پس هر جوری بخوام می سازمش
یا با تاب سواری و خوندن شعر های پر از احساسی که حفظم
گاهی هم یه بیت از این یه بیت از اون خلاصه هر چی توی ذهنم صف می کشه
دنیا ی من مال خودمه هیچکس مالک دنیا ی دیگری نیست
وقتی کودک درونم فعال میشه
توی رویا هام قدم می زنم و بستنی کاکائویی مورد علاقمو با تموم لذت می خورم
توی رویا هام روی سنگ فرشای پیاده رو قدم می زنم و سوت زنون زیره توپ بچه های در حال بازی لگد می زنم
توی چمن های خیس راه میرم و بوی گل های خوش بوی کنارشو با تموم وجودم وارد ریه های تازه نفسم می کنم
کنار دریا میشینم و ساعت ها بهش زل می زنم چشمامو می بندمُ با صدای امواجش میرم به روزای خوش زندگیم
روی ماسه های ساحل می غلتمُ صدف های ماسه ای شده رو می پاشم بالا
توی رویا هام کودک درونم هیچ ای کاش داشتمی نداره
وقتی کودک درونم فعال میشه
حالم خیلی خوبه
اگه کودک درونت فعال نیست برو بگرد پیداش کن
حتما یه جایی یه خلوتی توی ذهنت پیدا کرده از بس بهش محل نذاشتی توی خودش فرو رفته
کودک درونت همون بهونه ی شاد بودنته
به خاطرش بی خیال همه ی حرفا و نگاه های آدمای کوته نظر بشو
فراموش نکن دنیا ی تو ماااااله خودته
با دو اجرای زیبا بهتون میگم
الهی عشق زندگیتون همیشه کنارتون باشه لحظه هاتون پر از عشق به عزیز ترینهاتون روز عشق مبارک
محبوبم برای بودنم کنارت تا وقتی درخواست های دلم را می پذیرم که بدانم ارزش بودن دارم
اما هر وقت حتی ذره ای حس کنم بودنم برای تو تکراری شده
یا نه بهتر بگویم
بودنم تو را شاد نمی کند
از کناره تو می روم
هرگز به هیچکس در تمام گذشته ام التماس ماندن نکرده ام
تا وقتی می دانم دلیل آرامش تو هستم
تا وقتی مطمئن باشم کلام تو آزارم نمی دهد
با جان دلم می مانم
اما خدا نیاورد آن لحظه ای را که بی خیال تو و لحظه های تو شوم
مغرور نیستم
فقط برای حس پاکم ارزش قائلم
پس قدر کناره هم بودنمان را بدان
چرا که فرصت های عشق ورزیدن صبور نیستند
برایت لحظه های پر از دوست داشتن را آرزو دارم تا وقتی دوست داشتنم برایت ارزشمند باشد
و این همان باور عشق ماندگاره من است
گاهی وقتا خیلی از اتفاقات زندگی مهم نیستند
اما
وقتی دلُ زدم به دریا اومدم توی صفحه ی شخصیتُ نوشتم
سلام دوست قدیمی خوبی ؟
چند ماه گذشتُ هیچ پاسخی نیومد ؛ حتی پیاممُ نخوندی
بی نگاهی برام شد درد
وقتی شاهده به اوج رسیدنات بودمُ در کنارت نبودم
بی نگاهی برام شد درد
وقتی عزیز ترین عشق زندگیم بودیُ به خاطر یه اتفاق بی خیالم شدی
بی نگاهی برام شد درد
وقتی هر کسی با پایین ترین جایگاه اجتماعی به خودش اجازه میده تلاش کنه برای اینکه جانشینت بشه
بی نگاهی برام میشه درد
وقتی نمیتونم به کسی بگم هیچکسُ بیشتر از اون دوست ندارم
بی نگاهی برام میشه درد
خدا میدونه روزی چند بار هنوز هنوز
پیام خودمو توی صفحه های شخصیت می خونمُ با چشمای خیس میگم
چرا , چرا بی نگاهی برام شد درد ؟
http://dl.music-ava.ir/music/04/MehdiAhmadvand-Dard-128.mp3
مخاطب خاص من
عاشقانه هایم را بخوان برای تک تک واژه ها دلواپس باش
جمله ی دوستت دارم را در وجودت هجی کن
زمانه برای گفتن همین دوستت دارم ساده صبور نیست
مخاطب خاص من
هر وقت با نگاه کسی آرام شدی ، لبخند کسی آنچنان دلت را خوش کرد که هرگز نبوده ؛
هر وقت حس کردی وجود کسی در کنارت یعنی همان خوشبختی رویایی
لحظه ای درنگ نکن
زمانه برای گفتن همین دوستت دارم ساده صبور نیست
مخاطب خاص من
کمی به اتفاقات اطرافت بنگر
دیگر منتظر خواستن یا نخواستن کسی نباش
دیگر در انتظاره دلیلی برای عشق ورزیدن نباش
زمانه برای گفتن همین دوستت دارم ساده صبور نیست
آدمها را ببین برای رسیدن به آرزوهایشان دارند می دوند
انگار خیلی ها فهمیده اند
به خاطره کسی که دوستش دارند باید از لحظه ها تند تر بدوند
پس فقط برای حتی لحظه ای داشتنش بی خیال نباش
روزگار برای نرسیدنت به عشق هر حیله ای را به یاری می طلبد
پس به همه ی آدمهایی که تا به حال نخواستند بگو
زمانه برای گفتن همین دوستت دارم ساده صبور نیست
یکی از مخاطبین پیامی برام ارسال کرد دوست داشتم اینجا جوابشونو بدم
نوشته بود
وقتی با همسرم خوبم و بهش عشق می ورزم بهم میگن زن ذلیل
وقتی با هم دچار اختلاف میشیم میگن همه مردا همینن می خوان به همسراشون قدرتشونو نشون بدن
تو رو خدا بگین چه کار کنم خسته شدم از این وضعیت
مخاطب گرامی از اینکه از من پرسیدید تشکر می کنم
وقتی بهتون میگن زن ذلیل
بهشون بگین هر آدمی ذلیل عشقش نباشه ذلیل کیی باشه ؟
بگین ذلت برای عشق یعنی همون خوشبختی
بگین خدا رو شکر در کناره همسرم ایستادم
تا تکیه گاهش بشم در مقابلش نیستم که ترس رها کردنش توسط من توی وجودش باشه
بهشون بگین این صفت هرگز برای یه عاشق صفت بدی نیست
چون عاشقی لیاقت می خواد
در مورد اختلاف ها هم باید بگم
اختلاف سلیقه در هر خانواده ای هست
در بین همه ی اعضای خانواده ها این اختلاف سلیقه ها و عقاید پیدا میشه
اما وقتی اختلاف های جزئی از حریمتون از حد و مرز خانواده بیرون میره
یعنی به هر کسی اجازه دادین وارد این حریم بشه
پس تا جایی که میشه در برابر هم کوتاه بیایین اختلافاتتون را خودتون حل کنید
به هیچ نفر سومی اجازه ندین حتی لحظه ای از این اختلافات با خبر بشه
فقط وقتی به نفر سوم این اجازه را بدین که تخصص چنین مواردی را داشته باشه
خلاصه تا جایی که میشه توی هر اتفاقی مرحم جراحتای روح هم بشین
همه ی اونایی که وارد بحث های خانوادگی میشن اگر شما تنها بشین میرن دنبال زندگی خودشون
همون موقع انقدر گرفتارند که وقت برای شما ندارند
مطمئن باشید هیچ نفر سومی بهتر از خودتون نمیتونه توی اختلافات تاثیر گذار باشه
مشکلاتتون هر قدر هم زیاد باشه
فقط با رعایت حریم و احترام گذاشتن به شخصیت انسانی یکدیگر به راحتی حل شدنی هستند
بازم ممنون که به من اعتماد کردید
وقتی به گذشته فکر می کنم
یادم میاد
آدما زیاد دورم زدن ؛ زیاد بهم دروغ گفتند
زیاد زبونشون با دلشون یکی نبود ؛ زیاد زل زدن توی چشمامو دروغ گفتند
وقتی دورم می زدن توی سختیاشون دورشون نزدم
نه واسه اینکه بلد نبودم
یا اینکه جراتشو نداشتم
فقط به خاطره اینکه یک انسان واقعی فقط دوره باوراش می گرده
باوره من اخلاق غیر انسانی نبود
وقتی دروغ می گفتند پاسخم فقط صداقت بود
کم ندیدم که به خاطره صداقتم بهم می خندیدند
دروغ نمی گفتم
چون تک تک لایه های باورامو با صداقت ساخته بودم
دروغ گفتن شایسته ی اخلاق انسانی نبود
توی این دوره سخت ترین کار دنیا انسان واقعی بودنه
باید وقتی دردرگاه خدا طلب بخشش کرد که
گناهای گذشته پاک شده باشند
حالا هزاران سالم که به خاک درگاه خدا بیفتیم
تا وقتی دلای شکسته ؛ تا وقتی اشکای به نا حق ریخته
تا وقتی قدمای از سر جهل ؛ تا وقتی نا رضایتی دیگری
توی گذشته هست
هر قدر هم به خدا التماس کنی فایده نداره
وقتی باید بری سراغ خدا که بهش بگی
خدایا دل بنده هات راضی شدند
خدایا تا جایی که تونستم گناهای گذشتمو پاک کردم
حالا تو خدایی کنُ منو ببخش
هر وقت کسیُ زمین زدی
فراموش نکن خدا تا وقتی برنگردیُ دلشُ به دست نیاری نگاتم نمی کنه
وقتشه قانون انسانیتُ به بعضیا آموزش بدیم
خدایا ممنون که هستی ؛ لطفا همیشه باش
خودت میدونی چقدر به بودنت افتخار می کنم
هیچوقت نگاهتُ ازم نگیر
عزیزترین دارایی زندگیم , بی نظیر ترین رفیقم , محکمترین تکیه گاهم , عاشقتم
روزت مبارک بهترین مادر دنیا
کلیپ تقدیم به مادرم و تمام مادران دنیا
نویسنده و اجرا فهیمه رجبی , تنظیم تصویر رضا بیگدلو , تنظیم صدا محمد زنگانه
تقدیم با عشق
صفحه ی نقاشیم
امشب می خواهم تصویر تو را در صفحه ی وجودم نقاشی کنم می خواهم تصویری از تو بکشم تا شاید در ذهنم حک شود من وجود تو را آبی خواهم کشید به رنگ زلالترین خاطره ها یا نه قرمز به رنگ جریان عشق یا نه سبز به رنگ دوست داشتنی ترین لحظه ها ی تمدید مهربانی هایت در وجودم , من تو را به هر رنگی بکشم زیباتر از هر تصویری خواهی شد تصویر نقاشی من به رنگ لحظه های بی قراری هایم به رنگ دلتنگی هایم به رنگ صبوری هایم به رنگ تمام دلواپسی هایم خواهد بود
اما جنس نگاهت را نمی توانم بکشم چون نگاه تو در هیچ رنگی نمی گنجد تصویر نگاهت را رو به تمام هستیم خواهم کشید نگاه تو یعنی آغاز زنده بودن یعنی سرچشمه ی همه ی دوستت دارم ها یعنی اثبات عشق در تار و پود انسانیتم یعنی شبها ی بی خاطره به اتمام رسیدند
قدم های تو را به جاده ی احساسم خواهم کشاند پای رفتن داری؟ جاده طولانی و نا هموار خواهد بود تاب ماندن داری؟ گاهی اسیر طوفان ها و تلاطم روزگار خواهی شد تحمل ایستادگی داری؟ برای اثبات همه ی صمیمی بودن ها باید از جان مایه بگذاری جرأت از خود گذشتن داری؟
نه زود قضاوت نکن در ابتدا ی همین جاده دستانت را در دست خواهم گرفت همسفر برای رسیدن به سرزمین آرزوهایمان در پایان جاده ی عشق دشتی از گل های یاس و عقاقی خواهم کشید پس مبادا مبادا صفحه ی نقاشیم را به دست باد بسپاری
محبوبم ستاره ی اقبالمونُ یه مدته فراموش کردیم
یادته انقدر به آسمون چشم می دوختیمُ می دوختیم تا می افتادیم روی زمین ؟
از هم می پرسیدیم یعنی میشه یه روزی ستاره ی چشمک زنُ توی دستمون بگیریم ؟
یعنی میشه با ستاره ها برای هم گردنبند درست کنیم؟
بعد تو می خندیدیُ می گفتی این که کاری نداره
همین حالا برات یه گردنبند از ستاره های پلاستیکی درست می کنم
تا بفهمی چقدر دوستت دارم
می گفتم اونا که چشمک نمی زنند اصلنم قشنگ نیستند من ستاره های روشن آسمونُ دوست دارم
می گفتی ستاره های پلاستیکی توی قاب عشق تو از ستاره های طلاییم قشنگترند
آخر قصه ی عشقمون چرا یه قصر شیشه ای نداشتیم ؟
انقدر خیال خوش تو رو به یادم میارم تا بتونم با تصور رویا ی تو این روزا رو پشت سر بذارم
من نمیذارم قصه ی عشقمون توی کتابا فراموش بشه
من برای افسانه شدنه عشقمون توی این شهر به هر راهی می زنم
برای آرزوی احساسم می جنگم
آخه همه می دونن تنها شهرزاد عشق تو منم
هرگز نمیذارم کسی با زمزمه های حسرتگونش عشقتو ازم بگیره
چون اعتقاد دارم به اینکه
مهالو ممکن مییکنه وقتی بخواد خدای تو
در مورد تعدد زوجین مدتی بود بسیار از منابع مختلف برای مطالعه استفاده می کردم
وقتی اسلام میگه
هر مرد باید بین چهار زن عدالت برقرار کنه
منظورش چهار همسر نیست
وقتی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که منظورش چهار همسر نبوده
یکی از مبلغین من را در این نتیجه گیری مطمئن تر کرد
منظور از عدالت بین چهار زن اصلا تعدد زوجین نیست
شاید یکی از فرعیات مجوز برای این موضوع باشه
اما اسلام منبع آرامشه در رعایت قوانین اسلام از هر راهی میشه به صلح و آرامش رسید
منظور از این نکته اینطوریه که
بین چهار زن اعتدال برقرار کن
همسرت , دخترت , خواهرت , مادرت
اگر در زندگی دنبال صلح و آرامشی باید بین این چهار زن عدالت برقرار کنی
یعنی در حق همه مهربان , در حق همه حریم نگهدار , در حق همه یاری رسان باش
اما در مورد هیچیک دچار افراط نشو
منظور اسلام چنین بوده که اگر در خانواده به دنبال صلح و آرامشی
فراموش نکن که این دو نعمت در موردی نسیب تو می شود که
بین این چهار زن عدالت برقرار کنی
هر کسی می دونه هرگز بین چهار همسر نمیشه عدالتی برقرار کرد که نهایتش آرامش باشه
وقتی خبر سیلی زدن نماینده رو به اون سرباز شنیدم خیلی ناراحت شدم خیلی
خاطره ی معلم چهارم ابتدایی اومد توی ذهنم
قانون خاصی برای خودش داشت
که سالها برای من شد کابوس
سالهای زیادی توی خواب میدیدمش که آرامشمو ازم می گرفت
قانونش این بود که
هر کسی نمره ی هر درسش از بیست کمتر میشد به تعداده کم بودنش کف دستش خط کش فلزی می کوبید
حتی به دانش آموزی که نمره ی درسیش 19 شده بود یکبارو می زد
من به خاطر اینکه نمره هام خیلی کم نمیشد تا دو سه تا رو هر روز کف دستم می زد
اون معلم رو خدا رحمتش کنه
اما امیدوارم این سیلی کابوس سالهای طولانی این سرباز نشه
خیلی سخته در برابر کسی که قدرتی داره غرورت شکسته بشه
سرباز قهرمان سرزمینم افتخار کن به میهن پرستیت
چرا که
اگر همه ی آدم های این سرزمین شبیه تو قانون را رعایت می کردند
سرزمینم بهترین جایگاه دنیا بود
سرباز قهرمان میهنم
به خودت افتخار کن
تو سنبل عدالت و انسانیتی
چرا که ثابت کردی همه ی انسان ها با هم برابرند و قانون برای همه یکسان است
تو برای همیشه افتخار مردم سرزمینت خواهی بود
پس باید گفت
آفرین بر والدینی که از تو یک انسان واقعی ساختند
و به جامعه ای سپردند که عدالت را به همه بیاموزی
خدا قوت ای سرباز قهرمان سرزمینم
وقتی از فنجون فالم , بی هوا رد میشه نگاهت
دل من پر میشه از عشقت , زیرِ سایه ی نگاهت
فال من تهه چشاته , دل اسیر خنده هاته
بگو تا کجای دنیا , قلب من سهم نگاته ؟
فال قلب من یه نقشه , نقش مرحم نگاهت واسه قلب زار و خستم , عشق من ماله چشاته
زندگیم شاخه ی بید نیست , که با اشتباه بلرزه
زندگیم شاخه ی عوده , عمریه سهم نگاته
بیا تا زندگی خوبه , عاشقیُ یاد بگیریم
توی این مرز هیاهو , واسه همدیگه بمیریم
عاشقی ثانیه بازه , ثانیه حرف نگاته باورم نمیشه عشقم زندگیم محو نگاته
شاعر فهیمه رجبی
اینکه میگن همیشه پای یه زن در میونه درست میگن
این مسئله را تا از جنسشون نباشی نمی فهمی
یه دوره ای بود خانما حریمشون حرمت داشت
به خدا و تقدیر و قسمت بسیار مقید بودند
اما توی این دوره کلا بی خیال حریم شدند
منتظرند ببینند بقیه خانما دارن به طرف کدوم هدف میرن
فقط می دوند بی خیال از اینکه اون طرف که داره دنبال این هدفش میره چقدر به خاطرش سختی کشیده
همیشه پای یک زن در میونه عقیده دارم عجیب
چون هر وقت به هدفی که می خواستم برسم رسیدم
یک زن قبل از من به اون هدف رسیده بود
فرقی نداره چه هدفی باشه
بعضیا فقط مسیر نگاهتو دنبال می کنند
بعضیا هدف قدمهاتو وقتی می فهمند
فقط می دوند
عجیبتر اینجاست که
در هر مرحله ای وقتی رسیدم
با همون نگاه بی شرم و لبخند از سر پیروزیشون روبرو شدم
حالا بعد از این همه سال فقط براشون می نویسم
اگر اون هدف سهم من بود
اگر اون هدف شرایط منو می خواست پس منتظرم میموند تا برسم
هدفی که به راحتی تعلق به دیگری پیدا می کنه
پس اگر هم من زودتر می رسیدم با نگاه دیگری اختیار از دست می داد و رهام می کرد
پس مبارکتون باشه هدفهایی که نگاه خدای مهربونم درونش نبوده