عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

دوباره  بر می گردم

خوب خدا رو شکر ایشون عذر خواهی مفصلی کردند

من هم به خاطر سن کمشون گذشت می کنم

و از خدا می خوام همین روز ها خبر ازدواج و خوشبختیشُ برام بنویسِ

دهه هفتاد و هشتاد

فوق العاده حساسو واکنش پذیر هستند

شاید عوارض جنگ تحمیلی باشه

اگه دلیلش همینِ

به حق معصومین ع

خدا نسل آیندمون را نجات بده

فقط یه سوال

اگه مادر ایشون دوست داشته ازدواج کنه

و محرم و نا محرم به دخترش یاد داده

این دلیل عقلانی نیست که

من یا امثال من هم هدفمون همین باشه

فقط از دیروز همش دارم به این فکر می کنم

که چطوری چند تا کلمه ساده که پشت سر هم قرار می گیرند

و می شوند نظر باعث گناه میشه ؟

لطفا اهل فن این سوال من را پاسخ بدید

امیدوارم با این وضع اقتصادی که داریم

خدا صبر نسیب تک تک آدمهای سرزمینم کنه

تا از این بحران هم بگذریم

چون نمیتونیم کاری در مقابل این همه مشکلات انجام بدیم

به همدیگه گیر میدیم

خخخخخ

راستی نظرات را می بندم

تا مبادا نا محرم برای من پیامی ارسال کنه

خوش باشید

و به خاطر هیچ

از هم دلخور نشید

یا حق

+ نوشته شده در  چهارم شهریور ۱۴۰۵ساعت ۳ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   | 

بی دغدغه


آی آدمها
دلزاده ای بیش نیستم
دل فراموش شده ای بیش نیستم
در جهان شما عشق تنها آفریده ی پاکیست
که ذره ای بدی درونش نیست
شما را به خدا آلوده اش نکنید
آی آدم ها دل نوشته هایم را بخوانید
و به دیگران
چگونه محبوب خوب بودن را بیاموزید
بخوانید
و به کودکان خود
عشق ورزیدن را بیاموزید
دست بردارید از قضاوت های اشتباه متفکرانِ
دست بر دارید
از تصورات پوچی که
پایه و اساسی ندارند
خیلی از آدمها
چیزی نیستند که شما در ظاهر می بینید
دست بردارید
از قضاوت های سطحیِ پریشان کننده
مگر شما
خدای افکار دیگرانید
که برایشان مسیر تعیین می کنید ؟
یا
صلاح سرنوشتشان را بهتر می دانید
آی آدمها
دوره ی من بهتر می دانم
خیلی وقت است که گذشته
خیلی وقت است
کسی برای خواسته های غیر عقلانی دیگران
نسبت به سرنوشتش ارزشی قائل نیست
ما فقط مسئول زندگی و سرنوشت خودمانیم
گاهی وقتها به یاد حکایتی
از ملا نصر الدین می افتم
در نهایتش می گفت
اگر آدمها
قانون به من چه
به تو چه را می آموختند
دنیا گلستان می شد
از زیر ذره بین قرار دادن زندگی دیگری دست بر دارید
کاش می آموختید
فقط باید به انتهای جاده بنگرید
آدم های جاده ی زندگی
فقط رهگذرند
ببین و بگذر
خوب یا بدش به هیچ آدم دیگری ربطی ندارد
و این است
بنیان یک زندگی بی دغدغه

+ نوشته شده در  دوم شهریور ۱۴۰۵ساعت ۸ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |