بی دغدغه
آی آدمها
دلزاده ای بیش نیستم
دل فراموش شده ای بیش نیستم
در جهان شما عشق تنها آفریده ی پاکیست
که ذره ای بدی درونش نیست
شما را به خدا آلوده اش نکنید
آی آدم ها دل نوشته هایم را بخوانید
و به دیگران
چگونه محبوب خوب بودن را بیاموزید
بخوانید
و به کودکان خود
عشق ورزیدن را بیاموزید
دست بردارید از قضاوت های اشتباه متفکرانِ
دست بر دارید
از تصورات پوچی که
پایه و اساسی ندارند
خیلی از آدمها
چیزی نیستند که شما در ظاهر می بینید
دست بردارید
از قضاوت های سطحیِ پریشان کننده
مگر شما
خدای افکار دیگرانید
که برایشان مسیر تعیین می کنید ؟
یا
صلاح سرنوشتشان را بهتر می دانید
آی آدمها
دوره ی من بهتر می دانم
خیلی وقت است که گذشته
خیلی وقت است
کسی برای خواسته های غیر عقلانی دیگران
نسبت به سرنوشتش ارزشی قائل نیست
ما فقط مسئول زندگی و سرنوشت خودمانیم
گاهی وقتها به یاد حکایتی
از ملا نصر الدین می افتم
در نهایتش می گفت
اگر آدمها
قانون به من چه
به تو چه را می آموختند
دنیا گلستان می شد
از زیر ذره بین قرار دادن زندگی دیگری دست بر دارید
کاش می آموختید
فقط باید به انتهای جاده بنگرید
آدم های جاده ی زندگی
فقط رهگذرند
ببین و بگذر
خوب یا بدش به هیچ آدم دیگری ربطی ندارد
و این است
بنیان یک زندگی بی دغدغه