جای من نیستی
کسی از سر سرگرمی اشعار عاشقانه می خواند
در سکوتم فرو رفتم
او خندید و من چشمانم را بستم
او می خواند و می خواند و کلمات را به مضحکه می کشاند
من قربان صدقه ی اشکهای چشمانم می رفتم تا نکند جاری شوند
او کتابش را ورق می زد و می خواند اشعاری که حرف دلم بود
من درون رویا غرق شدم
او از وصال بی مقدمه اش می گفت
من قصه ی عشقم را مرور می کردم
او از وصال بی دقده اش می گفت
من از فاصله های انتظار غصه می خوردم
او از بی خیالیش در وصال آرزوهایش می گفت
من ذره ذره پریشانی های فنا کننده ام را مرور می کردم
او گلبرگ هایش را به نظاره می خواند
من در حسرت محبوبم با شمع وجودم می سوختم
یکدفعه نگاهم کرد
با حیرت پرسید
خوبی ؟
گفتم
آره
گفت چرا چشماتو بستی ؟
قطره ای اشک از گونه غلتید و مرا رسوا کرد
گفت
واسه ی کسی که قدر دوست داشتن را نمیدونه این نابودی ارزش نداره
گفتم
تو عاشق نبودی تا بفهمی چی میگم
http://dl.myahangha.ir/up/2019/Siavash%20Ghomayshi%20-%20Ashegh.mp3