ميلاد عشق
دوباره دونيا ي من غرق نور شده دوباره عشق به آسمان سرزمينم آمده
اي هشتمين خورشيد بي نظير آسمان عشق به سرزمين پر از انتظار محبتم خوش آمديد
ستاره ها را گفته ام تا جايي كه مي توانند
از نور متواضع حضور شما درخشان تر شوند
اي آقاي حج نرفته ها
اي آقاي مظلومين و فقرا
ميلاد پر از عشق شما تمام اميد فقراست
پا بوسي شما همان طواف فقراست
نمي دانم چندين بار در جوار متبرك ميعاد گاه عشق شما به نعمت حج فقرا نايل شديم
اما هر چه هست زيبا ترين زمزمه هاي دنيا را برايتان نجوا كردم
اما هر چه بود ؛ كم يا زياد خواندم و خواندم
از سلام خاصه تا توسل ، از زيارت دلي تا معبودگاه عشق
حالا خرسندم از آنچه شما مي دانيد و ديگران نمي دانند
بسيار خوشحالم از آنچه در بين من و شما گذشت در ميعاد گاه عشق
آقاي من مولاي حج نرفته ها
به نگاهي كه هنوز خيره به سمت گنبد نوراني شما مانده
به دلي كه هنوز در ايوان طلاي شما جا مانده
به پاكي دل تشنه لبان صغا خانه
قسم مي خورم
من عشق را هر بار در پا بوسي و زيارت شما تجربه كردم
و اين همان چيزي هست كه
شايد كسي نمي داند و شما و من تنها باورش داريم
پس لطفا شفاعت كننده ي فقرا باشيد
براي رهايي از فقر
شفاعت كننده ي بيماران باشيد براي رهايي از درد
شفاعت كننده ي مظلومين باشيد براي رهايي از ظلم
اگر خدا صلاح مي داند