عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

برايم طعنه ساز نباش

 


مهربانم گاهي خسته تر از تمام عقاقي هاي سرزمين عشقمان مي شوم
 نه به خاطر حسرت خوردن هاي ابلهان اطرافم
 نه به خاطر زمزمه هايي كه از سر جهل مي شنوم
 بي نگاهي بهترين درسي كه به من داد اين بود كه
 نسبت به ابلهان روزگارم بي تفاوت باشم
 بي نگاهي يك بحران بود در ابتدا برايم بحراني كه به من چهره ي واقعي بسياري از آدمها را نشان داد
 مهربانم اين ابلهان روزگارم نمي دانند در كنار اين
 بي تفاوت كسي هست كه با هر زمزمه امكان فرو ريختنش هست
 اين جهل صفتان نمي فهمند كه با هر حسرت و هر نگاه از سر نادانيشان
 يك موجودي هست كه امكان نابوديش هر لحظه امكان پذير است
 مهربانم دلم براي داشتنت تنگ شده بيشتر از حد تصورت
 قصد كرده ام با سرنوشتم لجبازي كنم
 تو باشي من باشم اين ابلهان حسرت پيشه هم باشند
 من هرگز نتوانستم آدمهاي سرزمينم را به درك متقابل دعوت كنم
 آدم هاي سرزمين من بي نگاهي را فاجعه مي دانند
 آدم هاي سرزمين من درك خوشبختي را ندارند
 يعني اصلا يك بي نگاه را لايق شاد بودن لايق خوشبخت بودن لايق آرامش داشتن نمي دانند
 در حاليكه اين خود آدمها هستند كه براي خوب يا بد زيستنشان حق انتخاب دارند
 مهربانم دلم برايت تنگ شده براي
 اون سفرايي كه با هم نرفتيم اون عكسايي كه با هم نگرفتيم
 مهربانم بعد از فراق تو بخشيدن را فراموش كردم
 مي داني چرا ؟
 چون هر چه بخشيدم آن آدمها وقيهتر شدند
 هر چه بخشيدم بيشتر عذابم دادند
 تو به من عشق را هديه دادي من به تو مهرباني را
 تو مهربان ماندي و من عاشقتر شدم
 اما مهربانم هنوز هنوز به خاطر اينكه در اين فراق لعنتي مجبورم طعنه هاي اطرافيانم را به خاطر فقر فرهنگي كه يك زن را فقط با وصال و زايش مي شناسند عذاب بكشم
 اين چه جهل بالاييست كه شرطش دوست داشتن نيست عشق نيست محبوب نيست
 مهربانم اي كاش بتوانم در شوق با تو بودن در انتهاي اين دلتنگي به اين آشنايان همخون بفهمانم براي امتداد يك انسانيت فقط وصال و زايش نيست
 ستون اين همه مسير سخت روزگار عشق است كه اگر نباشد يك انسان رباطي خواهيم بود
 مهربانم دلم تنگ شده براي يك عمر حرف زدن برايت
 دلم تنگ شده براي يك آرامش بي بديل كه در آن تحقير نباشد شكستن غرور نباشد فقر نباشد طعنه نباشد
 مهربانم قدري به روزگارم بينديش اين طعنه ها كم كم دارد تو را از من مي گيرد
 
 مي خواي من بسوزم مي خواي كوه يخ شم كمك كن كمك كن خودمو ببخشم

 http://dl.dlroozane.com/dlroozane/96/1/Farzad%20Farzin%20-%20Komak%20Kon%20Ft%20Fereydoun%20Asraei.mp3

+ نوشته شده در  پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |