عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

فقر يا غنائت

مهربانم بار ها از كارشناسان در شبكه هاي مختلف شنيده ام كه مي گويند قديمي ها قانع بودند به نظرم محروم شدن از حق انساني قانع بودن نيست به نظرم اينكه يك انسان از خواسته هايش دست بكشد كم توقعي نيست اگر قديمي ها با كمترين امكانات زندگي مي كردند شرايط زمانه اينطوري بوده نه ميزان توقع اگر قديمي ها از زندگي خود راضي بودند حالا اكثر سالمندان دچار بيماري هاي روحي نبودند به نظرم نبايد بگويند قديمي ها كم توقع بودند بلكه بايد گفت قديمي ها نسبت به شرايط زمانه خود توقع داشتند امروزه با پيشرفت فرهنگ و تكنولوژي هر انساني خواسته هايش هم بزرگ شده پس بايد براي رسيدن به آن خواسته ها تلاش كند محروم كردن خود از امكانات زمانه كم توقعي يا قانع بودن نيست بعضي ها مي انديشند سلب آسايش يعني ساده زيستي در حاليكه معنايش متفاوت است ساده زيستي يعني در حد توان و تلاشت بتواني از امكانات روز استفاده كني اگر فقير يا غني انقدر فاصله ي طبقاتي دارند بايد طرز زندگي دو طرف را بررسي كنيم ببينيم كداميك بيشتر براي آسايش خود تلاش كرده اند ؟ مهربانم خاطره اي از كودكي بگويم در دوران كودكي آرزو مي كردم كه اخبار ساعت 14 در آن زمان پخش نشود چون ما در حال صرف ناهار بوديم يعني هر روز و هر روز به جاي موسيقي ملايم روح انگيز اين اخبار بود كه افكارمان را درگير اتفاقات روز مي كرد در كودكي سقف آرزويم تا آن حد بود ولي امروز سقف آرزويم به جايي رسيده كه بيشتر به رويا هايي دست نايافتني تبديل شده به همين خاطر مي گويم هميشه به اندازه ي توان خود آرزو داشته باشيد و هرگز به آرزوهايتان اجازه ندهيد به حسرت تبديل شوند چون اگر حسرت شدند نابودي سختي در انتظارتان خواهد بود حالا آموخته ام براي آرزو هايم در حد توانم حد و مرزي تعيين كنم خدايا آرزو هاي مردم سرزمينم را در حد توانايي هايشان برآورده كن اگر صلاح مي داني
+ نوشته شده در  یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |