عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

حسادت عشق

 

مهربانم دنيا آدم هاي عجيب زياد دارد
 بعضي ها انگار خودشان باعث تعجب ديگران مي شوند يعني دلشان مي خواهد چنين باشند
 مهربانم تا به حال رقابت در عشق را ديده بودم
 اما حسادت در عشق را نه
 مي گويد به عشق تو حسادت مي كند چرا كه اين عشق را در واقعيت باور ندارد
 مي خواهم به او بگويم رويا هرگز دست نيافتني نيست
 اگر توانستي رويا هايت را به دنياي واقعي بكشاني بدان به رويا هايت احترام گذاشته اي
 من به رويا هايم احترام مي گذارم و از عشقي مي نويسم كه كمتر آدمي باورش مي كند
 هيچ آدمي در عشق ماندگار من نمي تواند باشد
 اما مي دانم عشق ماندگار براي هيچ آدمي غير ممكن نيست
 به قول قديمي ها كه مي گفتند
 اگر دوستش داري بايد از قدم برداشتن هراسي نداشته باشي
 من سالهاست هراسي به دل راه نداده ام چون براي رويا هايم ارزش قائلم
 مهربانم شايد يك مهربان بي نظيري باشد كه در رويا هايم جا مانده
 ولي فراموش نكنيد كسي كه از سختي هاي عشق نهراسد يعني رويا يش را به هر قيمتي به واقعيت خواهد كشاند
 مهربانم دنيا ي او با من متفاوت است
 اما چيزي كه مانع رفتنش شده را نمي دانم چيست
 من به دنبال هواخواه نيستم اين را خداي من مي داند
 من مي خواهم از عشقي بنويسم كه حالا ديگر افسانه اي بيش نيست
 اگر مي داني نمي تواني درباره من قضاوت بي جا نكني مي تواني از سرزمين عشق ماندگار من بيرون بروي
 من در سرزمين عشقم مهرباني دارم كه جايگزين نمي شناسد
 رقابت را نمي فهمد
 فراق را از سر اجبار شايد بپذيرد اما فراموشي را درك نمي كند
 مهربان من در رويا هايم ماند چون خوب بودن را ذاتي بلد نبود ولي به خاطر احساس بي نظير من آموخت
 پاك بودن را نمي دانست اما به خاطر احترام به عقايد من از نا پاكي ها حذر كرد
 مهربان من شايد يك مهربان بي گناه نباشد اما توانست به خاطر عشق ماندگار من
 دنيا يي را به حسرت عشقم بنشاند
 اميدوارم روزي برسد كه آدمها دست از قضاوت بي جا و جاهلانه ي هم بردارند اگر خدا بخواهد

+ نوشته شده در  سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت ۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |