عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

ديگر عشق نمي خواهم هرگز

 

دوباره پاي عشق وسط آمده من طاقت عاشقي ندارم من لحظه هاي سختي را تاب آوردم اما جنس عاشقي با تمام سختي هاي من فرق دارد
 ديگر سري به آسمان دل هيچ مهرباني نخواهم زد من طاقت اين سختي ها را ندارم
از اين به بعد عشق ماندگارم نوشته هايم خواهند بود مي نويسم از احساسي كه  درون زندان نا توانيم حبس شده
 مي نويسم از عاشق هاي زمانه ام از آنهايي كه تاب صبوري داشتند آنهايي كه توانستند و وصال را لمس كردند
 خدايا ديگر عشق هيچ مهرباني را به دلم راه نده
 من نمي خواهم ديگر حتي به سرزمين عشق راهم بدهند
 احساس عشق باشد براي كساني كه توان مندند كساني كه مي توانند براي ماندن براي حفظ دوستت دارم بجنگند
 من آرامشي مي خواهم كه در هيچ عشقي نيست
 عشق پر تلاطم روزگار بماند براي همان مدعيان عشق
 اي عشق ماندگارم در نوشته هايم بمان چون تنها روزنه ي اميد اين دل بي پناه تويي اگر خدا بخواهد
 

+ نوشته شده در  نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت ۷ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |