ذكر عشق من
در آسمان دلم شبي ؛ آري شبي ستاره ها پر نور تر از هميشه نمايان شدند
وقتي نگاهشان مي كردم از اين همه عظمت در زيباييشان لذت مي بردم
نمي دانم چرا انگار به من لبخند مي زدند انگار آنها هم با من ذكر مي گفتند انگار پا به پاي من خدا را از اين همه عظمت شكر گزار بودند
وقتي خوب نگاهشان كردم وقتي خوبتر شنيدم
مي گفتند عاشقي مباركت باشد اي صاحب دل
و آنوقت فهميدم ذكر زير لبم دوستت دارم بوده و درخشاني نور ستاره ها عظمت عشق زيبا ي تو
وقتي احساسم پر گشود وقتي با تمام شور و اشتياقش براي استقبال از دلت به دروازه هاي سرزمين عشق آمد پاكي اين عشق را ميشد لمس كرد
تو شدي تمام ذكر زير لبم ؛ تمام شور احساسم ؛ تمام دوستت دارم ها ؛ تمام بودن ها و نبوددن ها
خدايا تو را مي ستايم بيشتر از هميشه چون به من آموختي چگونه دوستش داشته باشم
تو را مي ستايم چون به من آموختي لايق اين عشق الهي هستم
اي محبوب قلبم تا ابد زير لب خواهم گفت
دوستت دارم ؛ دوستت دارم ؛ دوستت دارم