يه متن خشن
مي خوام يه متن خشن بنويسم ببينم ميتونم يا نه
يه عمره حالم از شرمندم بعضيا به هم مي خوره
از كسايي كه شرمندم را كردن يه راه فرار از قبول واقعيت
يا اونايي كه بهتر بگم اوني كه ذُل ميزنه توي چشمام و خوشبختي كه من ميدونم آويزوني به دست اورده را به رخ من ميكشه
آره وقتي بهترين دوست صميميم بهم گفت
شرمندم شوهرم جوونه قطع رابطه
يا
شرمندم گرفتار بچمم تو كه بچه نداري بفهمي
يا
شرمندم فرصت ندارم باهات حرف بزنم
يا
من با مدركم تونستم تو نتونستي
يا
سرتو گرم كن نفهمي روزگارت بيخودي شده
يا
من با پولام خوش مي گذرونم تو كه پول نداري
خلاصه اين حسرت هاي از روي شرمندگي به خيال خودشون زايع كردن ديگرانه ولي وقتي ميدونم اصل زندگيشون بر عكس زبونشونه اما انقدر حيا دارم كه بدبختيشون را نكوبم توي سرشون
از خودم خوشم مياد
چون تازه مي فهمم چقدر خوب ياد گرفتم خوب باشم
چه متني شد هههه آره ميتونم باور كن