عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

طبيب عشق من تويي

 

 

طبيب دلم اي ماه بي حواس من دلم بيمار عشق توست مي فهمي ؟

 تمام وجودم از حرارت اين فراق در آتش عشق مي سوزد تمام وجودم تب كرده از دوري تو

 طبيب دلم فراموش كه نكردي عشق تو تنها مرحم زخم هاي قلبم بود

 طبيب دلم به ياد سوگند مقدس عشق دلم تنها به نفس تو ايمان دارد

 اي تمام معناي بودن ها بيماري فراق تو با من چه كرد ؟

 در ها را به روي خاطراتم بستم با احساسم قهر كردم

 ديگر نگاهي به هيچ رويا يي نسپردم اما اي ماه بي حواس من بيماري فراقم خوب نشد كه نشد

 دلم تنها روياي سبز تو را مي خواست

 اي تمام بي كسي هايم عشق را ارزان نفروشي ها

 من براي اين عشق وجودم را قرباني احساس تو كرده ام

 مي شود در هر جاي دنيا دستانم را براي تو فقط براي تو به امانت انگشتانت بسپارم ؟

 عشق يعني فاصله بي معناست فراق نفس بُر

 اي طبيب لحظه هاي بي قراري هايم دلم بيمار عشق توست بفهم

+ نوشته شده در  هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۱۱ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |