نگاه تو چه مي گويد ؟
تو كه نيستي دنيا ي مرا كسي باور نمي كند
راستش را بخواهي نگاه مرا كسي باور نمي كند تنها تو مي ؛ داني تو كه نگاه من در يك تصوير بي منت جا مانده
اي تمام عشق ماندگارم اي مهربانم
نمي دانم سرنوشت چرا دوباره تو را از ميان بر ها در برابرم قرار داد
اما هر چه كه هست مي دانم فقط حكمت خداست
تو وقتي رفتي نگاه من رفتنت را در رويايش حك كرد
حالا نمي دانم چگونه در برابرت بايستم و بگويم
ديگر نگاه تو را نمي فهمم
مي گويند عشق بي نگاه زياد اعتباري به ماندنش نيست
نگو كه عشقم را بي نگاه فراموش خواهي كرد
تو حالا در جايي ايستاده اي كه در حد تصورم نبود
يك روز براي بازگشت تو زبانم را به كلامي سپردم كه با دلم همراه نبود
دم از عشقي زدم كه مي دانستم فاجعه مي شود و شد
من هرگز مهرباني را به جاي تو در وجودم راه ندادم ولي حالا اينگونه ؟
نه نمي توانم طاقت اشك هاي تو را ندارم طاقت ترديد هاي تو را ندارم
مهربانم روزگار هر چه خواست بر وجودم براي جدايي از تو تازيانه اش را چرخاند و كوبيد
اما نتوانست عشق ماندگار تو را از من بگيرد
روزگار نمي دانست قدرت صاحب عشق من فرا تر از قدرت اوست
مهربانم در هر جايي كه هستي با هر كسي كه هستي به من قول بده قولي بده از ته رويا هايمان
اگر ذره اي ترديد يا دلسوزي در وجودت حس كردي از همان جا برگرد و هرگز به اين نيمه راه وصال پايان نده
بار ديگر ادامه ي كلامم را به نواي دلي ديگر مي سپارم
http://up.shamsipour-ac.ir/uploads/files/1395/mehr/8_عاشقيt-voice704287186714886524.ogg