عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

روز عشق

 

 

دوباره روز عشق آمد و اين همه بي قراري قوي تر شد دوباره خاطرات تو دوباره تويي كه نيستي

 روز عشق خاطرات خوب و بد عشقمان را برايم تداعي مي كند

 راستش را بخواهي حالم خوب نيست نمي دانم دلم چرا انقدر برايت تنگ شده نمي دانم از كدامين راه از كدامين سوي بايد به دنبال تو بگردم

 تويي كه يك روز تمام دنياي من بودي تمام غرورم تمام اقتدارم حالا در برابرم اين همه عاشق و جعبه هاي قلبي كه درونشان پر از عشق هاي اعتباريست پر شده اند

 من نه اين گل ها نه اين جعبه هاي قلب نما نه تمام تزئينات اين روز را مي خواهم

 من روز هاي عاشقي خودمان را مي خواهم

 عشق من روزاي خوبمونُ  برگردون

 نمي دانم چگونه به تو اين ولنتاين  را تبريك بگويم دستانم خاليست از هر رنگ و تزئيني كه اين ليلي ها و مجنون هاي اعتباري از آن دم مي زنند

 دستانم پر شده از بي ريايي محبت و عشق و دوستت دارم

 اما حيف كه اينها نمي توانند تو را به من بازگردانند

 اين روز ها عشق را درون جعبه هاي تزوير زنداني مي كنند و با شكلات هاي فريب شيرينش مي كنند و با رُبان هاي نمادين دوستت دارم تزيين مي كنند

 جعبه هايي كه معلوم نيست چند روز چند ساعت يا چند دقيقه ي ديگر در دستان ديگري قرار داده شود

 من هيچكدام از اين همه تزوير و ريا هاي دورانم را نمي خواهم

 من عشق را با وجود خالي تو سالهاست كه جشن مي گيرم

 عشق من از اين فاصله هاي دور تبريك خالصانه ي مرا بپذير و بدان دوستت دارم تا آخرين دوستت دارم يك عشق پاك اگر خدا بخواهد

 ولنتاين مبارك  

+ نوشته شده در  بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |