عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

دوست داشتن به سبك من

 

 

مي خواهم برايت بنويسم دوستت دارم اما ساده بلد نيستم

 ساده ياد نگرفتم دوستت دارم را به تو هديه كنم مي داني چرا ؟

 چون هر چه قصه هاي عشق را مرور كردم هيچكدام از عاشقها بدون مقدمه نگفتند دوستت دارم

 دوست داشتنت امروزه ديگر برايم سخت شده سخت تر از حد تصورم انگار حرف هاي مردم كه تو از آنها مي ترسيدي حالا باعث ترس منم شده

 نمي دانم واقعا چه حسي دارم اما هر چه هست ديگر يك دوستت دارم به آن متصل شده چه من بخواهم چه نخواهم

 حالا ديگر نمي شود نامش را تقدير نگذاشت چون قرار ما اثبات عشق نبود شايد من كمي بيخود سر اين قضيه پافشاري كردم چه كار كنم خب دوستت دارم

 چه بي ترس چه با ترس مي فهمي دووووووووستت دارم

 حالا مردم هر چه مي خواهند بگويند بي حيايي ؛پرويي ؛يا نمي دانم اين روز ها چه مي گويند  ؟

 آهان فهميدم نجيب دزدي ههههه

 آري خدايا مي خواهم مهربان پاك نجيبت را با تمام بد زباني هاي مردم بدزدم كم مانده بگويند دزد عشق هههه

 اما نه صبر كن انگار مردم بد هم بيراه نمي گويند دوستت دارم مقدمه مي خواهد يك لشكر موافق مي خواهد تا تااااازه بتواني از صد در صد پنج درصد با كسي كه دوستش داري آرامش داشته باشي

 خلاصه نفهمه من ؛ اي بي درك هميشگي اي تمام انتضار هاي بيهوده ام خالصانه

 دوستت دارم لطفا يكبار يكبار بفهم 

+ نوشته شده در  یازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |