عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

پروردگار عشق

 

 

دلم گرفته تر از تمام عقاقي هاست دلم تنهايي نمي داند از كدام راه برود و چگونه لب به سخن بگشايد

 دل من شكستن را بياموز امروزه شكستن دل تنها راه به پيروزي رسيدن به قدرت رسيدن شده

 دل من شكستن را بياموز آدمها اين روز ها با شكستن دلها به هر چه كه مي خواهند مي رسند

 

مثل برگي شده ام سر سپرده به مسير آب

 نمي دانم اين سو نيمه ي وجودم آن سو درياي بي قراري هايم

 مهربانم براي سرگرداني هايم دعا كن نمي دانم مبهوت شده ام انگار تمام اتفاقات از درون نگاه خسته ام مثل يك تصوير گذرا در مسير ناكجا آباد روزگارم در گذرند

 مهربانم خسته تر از تمام خستگي هاي از سر تلاش هايم هستم

 مهربانم انگار نمي شود لحظه اي به بي قراري هاي روزگار فكر نكرد واقعا نمي دانم كلمات را چگونه در اين نامه ام برايت بنويسم

 پريشاني در كلماتم موج مي زند مي دانم

 مهربانم وقتي در كنار مهربانويت سرمست از تمام خوشي ها هستي وقتي بي خيال دل شكسته ام هستي

 وقتي بي نگاهي مسبب جداييمان شده وقتي مي بيني بيمار صفتان روزگارم از حسرت اين فراق به نفع خودشان عشق ابراز مي كنند

 قدري بينديش قدري از مرز خوشي خودت و نا خوشي هاي من بگذر

 آنوقت خواهي فهميد در پشت تمام اين بي قراري ها در پشت تمام اين بي كسي ها دل شكسته ام چقدر دلتنگ روزگار توست

 خدايا اگر بنده هايت نمي دانند نمي فهمند در دلم چه مي گذرد         تو كه مي داني پس تو را به قدرت بي نهايتت قسم مي دهم هواي دل شكسته ام را داشته باش تو تمام پناه بي كسي هايم هستي

   

+ نوشته شده در  بیست و چهارم آبان ۱۳۹۵ساعت ۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |