عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

عاشقي لياقت مي خواهد

 


مهربانم وقتي تو هستي تمام امنيت و آرامش سهم من است
 مهربانم نمي دانم چرا وقتي تو را احساس مي كنم ديگر هيچ هراسي به دل راه نمي دهم
 واقعا سيب تقديرم چرخيد و چرخيد تا در دستان تو جاي گرفت
 خدايا نمي دانم چرا او شده مهربانم نمي دانم چرا او شده تمام آرامشم ولي هر چه هست حس خوبيست هر چه هست يك حس دوست داشتني براي من است
 مهربانم انگار تمام لحظه هايي كه تو هستي ديگر دلم نگران نيست به قول معروف دلم براي هيچ چيزي شور هم نمي زند
 مهربانم حالا كه آمدي حالا كه ماندي دلم مي خواهد عشق را به تو تقديم كنم
 اي تمام امنيتم اي تمام آرامشم انگار آغوش تو آرامترين جاي زمين است
 مهربانم وقتي در اوج سختي ها كم مي آوردم ندايي به من مي گفت صبور باش
 گاهي كلافه مي شدم از اين همه صبوري گاهي بر خلاف موج رود زندگيم حركت مي كردم ولي آن ندا مي گفت
 حيس صبور باش
 و حالا كه تو هستي حالا كه تو مي داني و ماندي از ناسپاسي هايم شرمنده ي پروردگارم شده ام
 خدايا مرا ببخش كه صبر ايوب نداشتم
مهربانم به خاطر عشقي كه ماندگار ماند تا به آنچه كه شايسته اش بود برسد افتخار مي كنم
 و تو را بيشتر از حد تصورت دوست خواهم داشت اگر خدا بخواهد  

 

+ نوشته شده در  هفدهم تیر ۱۳۹۵ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |