گرسنگان سرزمين عشق
مهربانم وقتي بوي غذا ي مجاور به مشامم رسيد نا خداگاه حس نويسندگيم گل كرد اينگونه نوشتم
ستم يعني گرسنگي شكم فقرا يعني ناله ي يك بي گناه يعني زجه ي يك مادر يعني وقتي مي خواهي چيزي را داشته باشي و اما ظالم ها نمي گذارند كه داشته باشي
يعني حق تو داشتن امكانات انسانيت باشد و نگذارند يعني حريم تو را هيچ ظالمي نشناسد يعني مرگ بر ظالم هاي انسانيت است
ستم يعني بي خيال سفره هاي خالي فقرا شدن
يعني گريه ي كودك هموطنت از گرسنگي يعني ميوه هاي رنگين فصل را ديدن و رد شدن
يعني ديگ هاي پر شده از طعام تكبر را ديدن و حسرت خوردن
يعني محكمتر شدن قفس هاي سر به فلك كشيده يعني كشتار هاي دسته جمعي بي گناهان جهان
يعني كفش هاي پاره ي يك انسان آبرو دار يعني نداشتن هزينه ي درمان يك بيماري ساده يعني ربودن حقي كه داشتنش در لياقت تو بوده اما قدرت داشتنش را نداري
ستم يعني مظلومي كه هيچ دادرسي جز خدا ندارد يعني انسانيت در خطر است
پس نفرين الهي بر ظالم انسانيت
حالا براي اينكه در دسته ي ظالم ها خدايي نكرده نباشيم و بوي غذا آهي را به دنبال نكشاند اسپند اخلاص را در كنار طعام حلال به آتش خواهم ريخت
خدايا از تو خواهش مي كنم هرگز نگذار گرسنه اي در اين عالم باشد به بركت نامت قسم مي دهم تو را
خدايا گرسنگان سرزمين عشقم را به تو مي سپارم