عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

قانون پارسايي

 

مهربانم دلم مي خواهد از تمام احساسم برايت بنويسم
اما وقتي نگاه هاي پر از پرسش آدمها ي فضول روزگارم را مي بينم تمام نمي دانم ها و چرا ها به ذهنم هجوم مي آورند
مهربانم انگار بعضي ها جز سرك كشيدن در حريم خصوصي ديگران هيچ كاري در دنيا ندارند به هر راهي خود را مي كوبند تا بفهمند اويي كه در سكوتش فرو رفته چه مي كند
به قول معروف
خوب اگر مي خواست تو بداني كه بيمار نيست سكوت كند
 مهربانم وقتي مي بينم آنها با اين رفتار ها خود را زاهد و پاك سرشت هم مي دانند عصبي تر مي شوم
دلم مي خواهد به آنها بگويم
آيا شما قوانين زهد و پارسايي را مي دانيد يا نه ؟
به نظر من كسي كه از رفتار و گفتار خود تيشه اي ساخته تا بر وجود ديگران بكوبد نمي تواند نمي تواند انسان پاك سرشتي باشد
اين آدمها با تمام بي حيايي دلها را در سر راهشان مي شكنند و نابود مي كنند و بعد در پايان راهشان دم از كلام الهي مي زنند
خدايا تو در دين من لااقل مرز بين گناه و ثواب را مشخص كرده ايي
اما بعضي ها گاهي بايد به دفتر اعمالشان كه در دلهاي ديگران نهفته شده نگاهي بيندازند
 اي كاش يك روز از اين تقويم شلوغ در هممان را به نام حلاليت طلبي مي گذاشتند
در آن روز هر انساني خود را مجبور مي كرد تا به رفتار هاي يك سال گذشته اش فكر كند شايد بار گناهانش كمتر شود
مهربانم بعضي ها فكر مي كنند با دادن صدقه مي توانند گناه هاي كبيره ي خود را هم تبديل به پاداش كنند
درست است خدا ارحم و راحمين هست اما يادمان باشد به اين آساني ها هم نمي بخشد اگر چنين بود كه هر كسي هر گناهي دلش مي خواست مي كرد بعد از خدا طلب بخشش مي كرد
مهربانم من اين بار از دست ظاهر پارساياني پريشانم كه در باطن گرگ صفتي بيش نيستند
چه خوب است در باطن و ظاهر يك زاهد يك خدا پرست واقعي باشيم
مهربانم من هميشه در دعاهايم از خدا مي خواهم گناهان انسان هاي پاك سرشت واقعيش را ببخشد
گاهي وقتها انسان هاي پاك سرشتي هستند كه در شرايط بد گناه قرار گرفته اند ولي عذاب وجدانشان رهايشان نمي كند
خدايا ببخش بنده هاي پارسايت را اگر مي شود لطفا

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت ۷ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |