عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

يادگار عشقم كجايي

 

مهربانم در هر كجاي اين جهان كه هستي خود را به من برسان

مهربانم روزگار من خدا را شكر بد نيست اما گلبرگ هاي اطرافم هر كدام درگيري خاص خود را دارند

مهربانم گلبرگ كوچك اسير احساساتش شده به سراغ يادگار كودكيش رفته او نميداند چه مي كند او نمي فهمد چه بر سر روزگارش مي آورد

مهربانم فقط تو مي داني يادگار كودكيش چه گلبرگي بوده يادت هست آن روز ها هنوز زمان نگذشته گلبرگ كوچك گلبرگي از جنس تو را در كنارش انتخاب كرد ؟

آري حالا همان كودكي هايشان درد سر ساز شده

مهربانم تو را به خدايمان به يادگار كودكيش بفهمان او در احساساتش غرق شده و گويي با توهماتش رويايش را به تصوير مي كشد به او بفهمان دنياي من و تو را نمي توانند تقليد كنند ما عشقمان بي نظير بود ما عشقمان خدادادي بود آنها دارند اشتباه مي كنند تا اين آفتشان دامان عشقمان را نگرفته او را از ميان توهمات گلبرگ كوچك بيرون بكش

مهربانم در هر كجاي اين جهان كه هستي بايد به ياريم بشتابي اگر هيچ كاري نكني اين آفت گلبرگ كوچكمان را نابود خواهد كرد حالا گلبرگ شما كه شنيده ام زياد خود را به دست توهمات گلبرگ كوچك نداده اما تو را به خدا نگذار آفتي كه گلبرگهايمان را اسير كرده به عشقمان آسيبي برساند تو تنها يادگار كودكي هايم هستي پس اي يادگار روزهاي خوش زندگيم وقت آن رسيده كه از جاي بلند شوي و آنچنان سيلي محكمي بر بي شرميشان بكوبي كه يادشان نرود عشق بازي بچگانه اي نيست كه آنها فكر مي كنند

خلاصه اي عشق من اي تنها آدم زندگيم اگر تمام آدمهاي عالم در برابرم صف بكشند اگر من تنها حواي تو باشم تو هم تنها آدم زندگيم هستي و خواهي بود

مهربانم بايد آنها بفهمند عشقي كه من و تو از آن دم مي زنيم ريشه اش پاكي و نجابت بوده و هست و هيچكس نمي تواند جانشين اين احساس بي نظير باشد

مهربانم لحظه اي درنگ نكن آنها هر لحظه بيشتر به اين بي شرمي مي افزايند هر طوري هست خود را به عشق بازي بچگانه و پنهانيشان برسان تو تنها كسي هستي كه كلامم را مي فهمي

بدان تو تنها عشقي هستي كه لحظه لحظه به داشتنش افتخار مي كنم اي تمام لحظه هاي شادي نابم به جملاتم دقيقتر توجه كن چرا كه اگر معناي كلامم را نفهمي ديگر فرصت جبران نخواهيم يافت به اميدي كه بتواني به ياريم بشتابي  

+ نوشته شده در  بیستم بهمن ۱۳۹۴ساعت ۴ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |