ابر هاي عشقت را به من بسپار
مي خواهم تكه اي ابر بردارم و صفحه ي آسمان دلم را پاك پاك كنم از تمام تيرگي ها از تمام ستاره هاي فريبنده از تمام غبار هاي نفرت و كينه پاك مي كنم هر آنچه خوبي هاي تو را از من گرفت پاك مي كنم آسمان را از هر چه كه نگذاشت عشق و صداقتم را ببيني
پاك مي كنم گوشه گوشه ي آسمان دلم را از همه ي نگاه هاي زيركانه از همه ي طعنه هاي جاهلان روزگارم از همه ي كساني كه دانسته روحم را زخمي كردند از همه ي كساني كه نردباني شدم براي به اوج رسيدنشان
مي گويند هر اتفاقي را مي شود پاكش كرد و دوباره از نو شروع كرد
اي پايان تو ابتداي من مي خواهم از تو بسازم عشقي با تمام وجودم از جنس پاكي و صداقت از جنس نجابتي كه امروزه كيمياست از جنس شرافتي كه خيليها نمي شناسندش آري دوباره مي خواهم به دنبال يك نگاه بي توقع بگردم به دنبال يك وجود پاك بگردم به دنبال يك احساس ناب بگردم و بر صفحه ي آسمان دلم بنويسم
اي عشق براي ماندگاريت دوباره تلاش خواهم كرد اگر خدا بخواهد