عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

خب كه چي ؟

 

مهربانم بايد براي تو بنويسم از كلامي كه نمي توانم به زبان بياورم

وقتي خيلي كوچيك بودم در حد سن خودم يه شعري گفتم من شاد شدم اطرافيا گفتند خب كه چي ؟

بزرگتر شدم توي گروه خودم  رتبه ي برتر شدم اطرافيا گفتند خب كه چي ؟

بزرگتر شدم رتبه ي برتر استان شدم اطرافيا گفتند خب كه چي ؟

بزرگتر شدم رتبه ي برتر كشور شدم بازم خب كه چي ؟

بزرگتر شدم رتبه ي كشوري دوباره تكرار تكرار بازم خب كه چي ؟

هر بار شاديمو در خودم خاموش كردم و گذشتم

تكيه گاهم خدايي بود كه دوباره شادم مي كرد دوباره بهم مي گفت دستتو بده به من بلند شو اگر دوباره بايستي بهت يه پاداش جديد ميدم و داد باور كن داد

يه روز نگاهي به همين اطرافيا كردم ديدم پنهاني با افتخارات من به خواسته هاشون مي رسن گفتم خدايا گفت حيييييس صبور باش صبور شدم

واي كه چقدر دلم مي خواست فقط يه بار يه بار كسي كه عاشقش بودم بهم بگه اگه اونا از پله هاي افتخار تو بالا ميرن تا به خواسته هاي خودشون برسن من دستتو ميگيرم تا با هم بالا بريم  

وقتي هر بار خواستم روي پام دوباره بايستم همون خب كه چي ها زير پامو خالي كردند و دفعه ي بعد محكمتر خوردم زمين

تنها خوبيش اين بود كه اونا از همين زمزمه هاي حاسدان مي ترسيدند و هر بار با طعنه دستم را مي گرفتند و بلندم مي كردند تا دفعه ي بعد كه يه خب كه چيه ديگه خوردم كنه

اينا را نمي نويسم كه دوباره با يه زمزمه دلم را خوش كني نه اصلا اينطوري فكر نكن نوشتم تا بفهمي من به اين شكستن ها عادت دارم هر بار مي شكنم اما قدرتمند تر از دفعه ي قبل بلند ميشم چون خدا را دارم اگر هيچكس را هم نداشته باشم قدرتمند ترين قدرت عالم  تكيه گاهم هست خدايا ممنون خدايا شكر واسه همه ي اميدواريهات واسه همه ي آرامشهات

مهربانم اگر روزي تكيه گاهي خواستي روي من حساب كن چون ياد نگرفتم درست موقع بي كسي آدمها تنهاشون بذارم  ، ياد نگرفتم وقتي خوشبختم آره منم روزاي خوشي و خوشبختي زياد داشتم روزايي كه فكر مي كردم خوشبخت تر شاد تر از من پيدا نميشه آره ياد نگرفتم خوشبختيمو به رخ كسي بكشم ولي تو خوب ياد گرفتي من نميتونم بي تفاوت باشم و بهت بگم خب كه چي ؟

 من بهت مي گم خودتو يه عاشق واقعي نشون ميدي انگار هيچ اتفاقي نيفتاده انگار هيچ دلي نشكسته انگار هيچ اشكي جاري نشده انگار هيچكس توي تنهايي هاش خورد نشده انگار هيچ غروري نشكسته آره آره لعنتي بگو  خب كه چي ؟

+ نوشته شده در  ششم بهمن ۱۳۹۴ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |