عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

هر جهلي مسير عشق نيست

 

با تو هستم با تو كه مي داني به خاطر عشقت چه كردم اما از عذاب من لذت مي بري آري با تو هستم كه پشت ديوار جهالتت پنهان شده اي و فكر مي كني هيچكس حواسش به تو نيست كمي به خودت بيا گاهي وقتها بعضي آدمها با بعضي رفتار ها فقط ابلحي خود را نشان مي دهند مواظب باش مواظب باش از داشتنت پشيمان نشوم

اي كاش در حد تصور من مي فهميدي و مي انديشيدي كه هيچ انسان صاحب عقلي از مظلومين ابزاري براي رسيدن به اهداف خودش استفاده نمي كند

فكر نكن من اين كار تو را اگر به ديگريش بود ميلي تعبير خواهم كرد نه چون مي دانم تو به ديگري ميلت هست فقط از خدايي كه ما را سر راه هم قرار داد مي ترسي و هيچ

تو حق نداري حق نداري به خاطر شادي جهل معابانه ات به خاطر صفاتي كه فقط شايسته ي يك بد تينت شيطان صفت هست از سادگي ديگران پلي بسازي به سمت من تو نبايد با خورد كردن غرور يك انسان به خواسته هايت برسي

واقعا كلافه ام از دست تو فقط تو نميدانم گاهي وقتها حتي سكوت كردنم را هم نسبت به تو حرام مي دانم اي كاش مي توانستي بفهمي راه ما سالهاست كه از هم به خاطر همين رفتار هاي كودك سرشتت از هم جدا شده جدا

چقدر تلاش كردم تا بتواني درد دلم را بفهمي اما افسوس افسوس تا وقتي غرور بي جايت در وجودت هست همين خواهد بود همين

از تو خواهش مي كنم قدري به رفتار هايي كه دارد ريشه ي يك عشق را نابود مي كنند بيانديش تو روزي شايسته ترين انتخابم بودي ببين چه كردي كه حالا حتي دلم نمي خواهد به تو فكر كنم  روزي هيچكس نمي توانست جانشين تو در قلبم شود اما ببين چه كردي كه دروازه ي قلبم را به روي هر احساسي بسته ام و  مقصر اصلي اين همه سكوت و نابودي هاي من تويي فقط تو

اي كاش كمي فقط كمي به رفتار هايت مي انديشيدي آنوقت قدري  اميدوار مي شدم مرا بفهم بفهم لطفا اگر مي شود اگر مي تواني

+ نوشته شده در  بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |