صفات سرزمين عشق
مهربانم گاهي وقتها خيلي ها بر خلاف انتظارت رفتار هايي را به فرته ي عمل مي كشانند كه اصلا فكرش را هم نمي كردي
مهربانم مي شود ساده دروغ گفت اما هرگز نمي تواني صداقتت را به او ثابت كني چون هميشه اين شك دروغ تو در وجودش هست مي تواني فرياد بزني حسادت مي كني اما هرگز نمي تواني وقتي بيماري حسادتت خوب شد او را متقاعد كني كه حسادت نكردي چون هميشه ترس حسادت تو در وجودش هست
مهربانم اينگونه است كه هميشه مي گويند رفتار هايت را سنجيده به مرحله ي رفتار و گفتار برسان اگر نتواني قبل از هر رفتاري به خوب بودن يا بد بودنش بيانديشي مطمئن باش اين رفتار ها و گفتار هاي ناسنجيده تو را نابود خواهند كرد
مهربانم اي كاش گلبرگ هاي ما صفات بد انساني را در وجودشان حتي حس هم نكنند چون مي ترسم از روزي كه اين صفات در وجودشان ريشه بدواند آنوقت ريشه ها در هر رفتار گلبرگشان به عقيده ي من مقصرند
مهربانم به اميدي كه احساس ها با كلام يكي شوند و حس واقعي بتواند در كلام مهرباني را به ديگران انتقال دهد به اميدي كه هيچ بد تينتي در جهان انسانيت باقي نماند و دنيا ي انسانيت پر شود از هر چه صفات خوب است به اميدي كه جهان سرزمين عشق ماندگاري شود كه هيچ گناه و بدي در آن نباشد مي شود عشق را ماندگار كرد البته اگر هر كسي به انسانيت خودش ايمان داشته باشد اگر كسي بدي مي كند انسانيتش را باور نكرده چرا كه خداوند ذاتا هيچكس را بد نيافريده و اين خوي خارج از انسانيست كه بدي را در رفتار نشان مي دهد
مهربانم بيا خوب بودن را حداقل به خودمان ثابت كنيم اگر مي شود اگر مي توانيم