عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

من تويي نداشتم و ندارم

 

 

مهربانم ديگر نمي خواهم بهانه اي باشم براي اثبات عشقت به ديگران

مهربانم مي شود پاكيت را با احساس ديگري به همان ديگري ثابت كني ؟

مهربانم نمي خواهم مثل گذشته به حرفهايي كه خودت هم به آن ايمان نداري اعتقادي داشته باشم

 لطفا دست از زمزمه هايي كه خودت هم لحظه اي باور داري و لحظه اي بعد فراموش مي كني بردار و  آزارم نده اي كاش مثل گذشته باز هم مهر ديگري آنچنان مجذوبت كند كه اينبار ديگر نتواني برگردي

مهربانم ديگر از عشقي كه فقط روز هاي خوبيت به من هديه مي دهي متنفرم ديگر از همين فردا نه چرا فردا همين حالا مهربان من ديگر توي زندگيم نيست من ديگر هيچ تويي در زندگيم ندارم

ديگر مهربانم مخاطب موضوعاتم خواهند بود و هيچ  

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |