جايگاه عشق
مهربانم در چشمه ي عشقمان ماهي قرمز ها بي تابي مي كنند بهانه ي مهرباني هايت را ميگيرند چقدر به خوبي هاي تو عادت كرده اند انگار خوبي هايت را با تمام نفرتم از آنها گرفته ام اي كاش ماهي قرمز هاي چشمه ي عشقمان دست از اين همه بي تابي بردارند آنها توان تحمل اين دوري را ندارند
مهربانم لا اقل به خاطر آرامش اين ماهي قرمز ها هم شده سري به دلم بزن اين دل ديگر به نگاهي از سر اجبار تو هم راضيست
مهربانم وقتي اين خورد عقلان بزرگ پيكر از سر خامي به كسي عشق مي ورزند دلم براي مظلومي اين عشق مي سوزد كه راهي شده براي رسيدن به هدفهاي شوم هدفهايي كه به نفع يك طرف و نابودي ديگريست
اي كاش دوباره عشق جايگاهش را پيدا كند
مهربانم جاي خالي تو هنوز بر سر همان دو راهي آزارم مي دهد نميدانم به چرا هاي دلم چه بگويم اي كاش به من دليل اين همه جفا را مي فهماندي آنوقت در برابر پرسش هاي خشمگين دلم مجبور به سكوت نبودم آنوقت اشكهايم را براي ادامه ندادنش به ياري نمي خواستم
اي كاش اي كاش مي فهميدي چقدر به عشق يكطرفه ام هنوز هنوز افتخار مي كنم آري عشق يك طرفه عجيب اينجاست كه خدا پايان اين جاده ي پر از نا همواري هيچ سدي قرار نداده يك مسير بي ته حتي وقتي تو با آخرين توان سعي كردي از اين مسير خود را به مسير ديگري بكشاني دوباره خدا خدا تو را به همين مسير باز گرداند
خدايا مهربان من را به اجبار در مسير عشق من نگهندار من هرگز هرگز به ماندن از سر اجبار او راضي نيستم هرگز هم به او عذاب وجدان نده او دربارهي اين عشق مختار است من هرگز يادم نرفته كه او گفت در حد و ارزش او نيستم ولي نميدانم چرا اين دل بيچاره چرا دست بر دار نيست
خدايا به من عشقي عطا فرما كه يك ارزش را داشته باشد و آن هم ارزش انسانيت است همين همين همين