آدم برفی عشق
می نویسم برای , دانه های برف .
آهای دانه های برف , از شما می خواهم
آدم برفی عشقم را بسازید .
آدم برفیی , از جنس نور و آئینه
از جنس , تمام پاکی ها
کلاهش را , از گرمای دستان مهربانش ببافید .
شالگردنش را , از عطر آغوش یار
برای لبهایش زیباترین لبخند را بکشید .
چرا که , محبوبش عمریست عاشق لبخند دلبرانه یار لحظه های دور است .
راستی برایش یک قلب بکشید , پر از هیجان عشق پر از ضربان های پرتکرار دوستت دارم .
دروازه های قلبش را , به روی هر کسی جز محبوب ببندید .
هیچکس نمیداند , او تنها دلیل زندگی دوباره محبوبش است .
برای چشمهایش برق شادی بکشید .
شور عشق , وقتی در نگاه کسی جاری می شود ,
تمام راز درونش را , آشکار می کند .
چه چیزی کم دارد ؟
فهمیدم ,
یک چوب دستی ,
چوب دستیش را , از جنس دلگرمی بسازید .
وقتی دلگرمی کسی می شوی ,
تمام دنیا در برابرش بایستند ,
باز هم او , قویترین آفریده دنیاست .
تا به حال , عشق آتش و برف غیر ممکن بود .
عاشق که شدی , تمام غیر ممکنها ممکن می شود .
و این است همان معجزه عشق .
