عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

نامه ای برای محبوبم


محبوبم
هر جای جهان من که باشی
انگار فاصله ای با من نداری
اینجا حال دلم خوب نیست
اینجا آدمها زبان دلم را نمی فهمند
اینجا هیچکس شبیه تو آرامم نمی کند
محبوب سالهای دورم
چرا هنوز با اینکه نیستی
امن ترین پناه زندگیم هستی ؟
انگار دلم بی خیال زبانم شده
کار خودش را می کند
انگار دلم می خواهد به من بفهماند
که تو تنها دلیل احساس نابم هستی
هنوز نمی دانم چرا
دلم که از آدمها می گیرد
به آغوش تو پناه می آورم
هنوز آغوش تو بی ریا ترین , بی منت ترین آغوش دنیاست
من پرم از طعنه های بی نگاهی آدمها
اما تو
همیشه با آرامش درون صدایت , مرا از پریشانی ها دور کردی
تو یادم دادی
باید زندگی کنم
بی خیال بی نگاهی و آدمهای بیمارِ دنیایش
با تو که حرف می زنم
لبخند خدا را حس می کنم
و می شنوم که باز هم به من می گوید
اگه به من اعتقاد داری پس به من اعتماد کن
محبوب جان و دلم
تو را هر روز بیشتر از قبل دوست دارم
چون فقط تو باور می کنی
من روزی
هیچ نشانه ای از بی نگاهی نداشتم
فقط تویی که می فهمی
من از بهشت بین دستان تو به چه جهنم پر تلاطمی رسیدم
لحظه های پریشانیم را فقط تو می فهمی
وقتی نمی خواهی قصه ی بی نگاهیم را بشنوی
بیشتر دوستت دارم
وقتی نمی خواهی از روز های سخت نبودنت بگویم
بیشتر عاشقت می شوم
تکرار روز هایی که بی دلیل و بی گناه نسیبم شد
روحم را به درد می آورد
من در اضطراب رفتن تو
بعد از شنیدن قصه ی تلخ بی نگاهیم هستم
اما تو هزاران بار به من نشان دادی
که عشق فراتر از این جسم های محدود شده ی دنیاییست
حالا می فهمم
چرا خدا از ابتدای خلقتم نهال عشق تو را در وجودم کاشت
محبوب جان و دلم
در هر کجای جهان من که باشی
دور یا نزدیک
باز هم به آسمان مشترک عشقمان
نگاه می کنم و فریاد می زنم
تو تنها عشق ماندگار قلب منی

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت ۵ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |