عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

آهای تو


آهای
صدای مرا بشنو
تو همانی که
بگویم یا نه ؟
تو آری تو همانی که
در گفتنش هنوز قاصرم
نمی دانم تا کجا تا کی
نمی دانم تا چقدر ؟
نمی دانم تو همانی که
وقتی دنیا به کامت بود
بی خیال همه ی دیگرانت شدی
حالا آمدی که چه ؟
مگر فراموش کردی که
یک قدم تا دریا مونده بود ساحلُ وارونه کردند ؟
من همه ی پل های رو به تو را نابود کردم
تا هرگز نتوانی راهی به من بیابی
حالا تو هنوز آن سوی گذشته ای
دیگر هیچ راهی در روزگارم پایانش قلب تو نیست
تو هر قدر پلهای آینده را
نابود کنی باز هم به خواست خدا می سازم
بدان و فراموش نکن که
من تنهایی بدون تو را آموخته ام
پس مرا از هیچ راه نرفته باکی نیست
تا وقتی هنوز به آدمهای آینده ایمان دارم
پس آدم های گذشته را مثل آن روز های خودت فراموش خواهم کرد
تو به جرم بی نگاهی من
من به جرم بی مروتی تو

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان ۱۴۰۲ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |