عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

پول یا عشق

بعضی وقتا دلم می خواد بی خیال هر حد و مرزی فقط بنویسم

انقدر بنویسم که جای دکمه های صفحه کلید روی انگشتام حک بشه

انگار به قول بعضیا افتادی توی یه جاده با سراشیبی زیاد

هر چی هم تلاش می کنی نمیتونی جلوشو بگیری

یه نفر گفت

آدم مگه دیوانست که رایگان بدون هر دست مزدی کار کنه ؟

گفتم وقتی عاشق یه کاری باشی پول بی معنا ترین کلام دنیاست

گفت عشق نمیتونه جواب شکم گرسنه باشه

لحظه ای در افکارم غرق شدم

از خودم پرسیدم

پول یا عشق ؟

بازم احساسم گفت عشق

گفتم هر طوری بهش فکر می کنم عشق اولویت هر کاریِ

گفت بله تا وقتی که پول داشته باشی

تا وقتی آدمای ثروتمند بهت فخر نفروشند

گفتم تو هر کاری کنی بالاخره یکی هست که بهت فخر بفروشه

گفت ظرفیت آدما تا یه وقتی کافیِ بعد از اون می فهمی در کنار هر چیزی پول لازمِ

گفتم من تموم این سالها برای خیلیا رایگان کار کردم

گفت هنوز ظرفیتت تموم نشده

دوباره از خودم پرسیدم

پول یا عشق ؟

احساسم گفت

عشق در کنار آدمای قدر شناس زیبا ترین ترکیب دنیاست

+ نوشته شده در  بیست و سوم خرداد ۱۴۰۲ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |