عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

دلیل حال خوبم

چند وقت پیش با فردی در تماسی حرف می زدیم

که این فرد نمیدونست من از بی نگاهان هستم در مورد مسائل بسیاری حرف زدیم

یکدفعه گفت

فلانی رو میشناسی ؟

گفتم آره چطور ؟

گفت بقیه دوستام نمیدونند من چنین دوستی دارم

پرسیدم برای چی ؟

گفت

آخه میدونی به خاطر اینکه فلان معلولیت را داره خجالت کشیدم

بقیه دوستام سرزنشم کنند و بگند

تو با این دوست شدی ؟

یعنی یک لحظه حرفش توی سرم اکو وارانه پیچید

تو تو با با این این دوست دوست شدی ی ی ی

وقتی به خودم اومدم چندین باری صدام زده بود

نفهمیده بودم

گفتم اینکه دوست تو یک فرد دارای معلولیت باشه اصلا بد نیست

این بدِ که توی عصر تکنولوژی و پیشرفته ترین فرهنگ های دنیا تو هنوز با این طرز فکر زندگی میکنی

طبق نظر روانشناسان باید به سلامتی روحی چنین افرادی با تفکرات ماقبل تاریخ شک کرد

گفت منظورت چیه ؟

گفتم

ببین من یکی از این قشرم بهشون افتخارم میکنم

دوستایی که بعد از بی نگاهی پیدا کردم شرف دارند به قبل از اون

حالا نمیدونم نظر شما چیه ؟

ولی اگر کسی چنین طرز فکری داشته باشه باید حتما برای به دست اوردن سلامتیش دعا کنیم

خخخخخخ

و تو باید بفهمی

چرا نمی خواهم باشی

نمی خواهم در بین همه ی این تلاطم ها روحت زخمی شود

چون تو تنها دلیل مهربانی هایم هستی

پس تنها دلیل حال خوبم هم بمان

+ نوشته شده در  هفدهم خرداد ۱۴۰۲ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |