قانون مندی
دوستی ازم پرسید
چقدر به قانون مند شدن زندگی عقیده داری ؟
به یاد دوستی در گذشته افتادم
عجیب زندگیش قانونمند بود
مثلا میگفت
از ساعت ده شب به بعد نه با کسی تماس می گیرم نه اینکه خونشون میرم
من همش فکر می کردم
خوب چی میشه مگه ؟
یه موقع کار ضروری پیش میاد
یعنی واقعا هم به قانون های زندگیش متعهد بود
به من میگفت
اگه یاد بگیری حد و مرز های زندگیتو مشخص کنی
همه چیز درست سر جای خودش قرار می گیره
سر یه ساعت مشخص بیدار میشد , ورزش میکرد , سر کار میرفت
یک ثانیه هم قانون های شخصیش جا به جا نمیشد
شاید بعضیا بگن
اینطوری زندگی خیلی سخت میشه
ولی اون با این قانون ها , تحصیلاتشو تکمیل کرد , سر کار رفت , ازدواج کرد و بچه دار شد
بدون ذره ای نگرانی و دلشوره های رایج ماها که کلافه کنندست
خخخ
البته جالب اینکه از کودکی بهش آموزش داده بودند
قانون مند شدن زندگی هم به نظرم موضوع جالبی بود
که خواستم براتون بنویسم
انقدر دقیق و متعهد تا اون زمان اطرافم ندیده بودم
خخخخ
تا دنیای خنده وانه های الکی بعدی
مواظب آرامش دلهاتون باشید