کمی تامل - عشق در بی نگاهی
وقتی نظرات مخاطبینم را می خونم
که در شبکه های اجتماعی مختلف برام ارسال می کنند
بعضی ها برام می نویسند
چه عشقی ؟
کی ؟ کجا ؟ چطور شد ؟
بار ها براتون نوشتم
من از ده سالگی شروع به نوشتن کردم
وقتی اولین جایزه نویسندگی را در ده سالگی دریافت کردم
فهمیدم فقط وقتی حال دلم خوبه که می نویسم
بعد از بی نگاهی
و آشنا شدن با مشکلات بی نگاهی
تصمیم گرفتم در مورد عشق از نظر یک بی نگاه بنویسم
مسئله ای که در جامعه ی ما هیچ توجهی بهش نمیشه
تقریبا سی و سه ساله دارم در مورد عشق می نویسم
اما وقتی وارد دنیای بی نگاهان شدم
فهمیدم کسی برای احساسشون ارزش قائل نیست
در اکثر متنهام نوشتم
عشق و احساس حد و مرز نداره
عشق از هیچکس اجازه نمیگیره
احساس وقتی همتای زندگیشو پیدا می کنه
تنها چیزی که اصلا براش مهم نیست سلامتی جسمانی هست
خدا رو شکر با بعضی از متنها تونستم به ارزشمند شدن احساس یک بی نگاه کمک کنم
خیلی وقت پیش هم در این مورد براتون نوشتم
اما لازم بود دوباره برای بعضی ها
که فکر می کنند شخصیت خاصی در پشت متن های من وجود داره بنویسم
باید باید یاد بگیریم
به احساس یکدیگر احترام بگذاریم
حق نداریم کسی را به خاطر دوست داشتن سرزنش کنیم
عشق یک نعمت الهیِ
پس لطفا در خلقت خداوند دخالت نکنید
کمی تامل