عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

روزگار بعد از تو


محبوبم
این روز ها حال دلم خوب است اما تو باور نکن
خوبتر از آنم که تصور می کنی اما تو باور نکن

در لحظه های شگفت انگیزی به سر می برم
این روز ها خودم هم خبر ها را باور نمی کنم
راستش را بخواهی
خبر رسانان گفته اند
دوباره بی نگاهی چمدانش را بسته قصد رفتن دارد
همه می خندند و همه بالهای پروازشان را برای پریدن باز کرده اند
اما من در تعجبی عمیق فرو رفته ام
شاید بگویم یک سر در گمی نا مفهوم
راه بسیار سختی را پیمودم
سخت تر از حد تصورت
وقتی برایم از رفتن بی نگاهی می گفتند
درون رویایی غرق شدم که به خاطرش چه ها کشیدم
آنها می خندیدند و من دلم می خواست فریاد بکشم
حالا ؟ این چه وقت رفتن بود ؟
حالا که هیچ عشقی در پشت ترک های قلبم نیست ؟
حالا رفتن یا نرفتنش چه فرقی به حال من می کند ؟
پیام های از سر شادمانیشان را می خواندم و در دل می نالیدم
آهای بی نگاهی این آدمها در حالی از رفتنت شادند
که هیچ تار موی سیاهی ندارند
آنها آدم های زیادی را دیده اند که نا مروتانه رهایشان کردند
حالا چه دارند با نگاه داشتن ؟
اما من
عشق را طوری آموختم که هیچکس نتوانست لایقش باشد
محبوبم ای همه جونم
مگر بعد از تویی وجود داشت ؟

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  بیستم فروردین ۱۴۰۲ساعت ۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |