خواهم نوشت
روزی داستان زندگیم را خواهم نوشت
و در جهان تو به دست باد خواهم سپرد
تا همان باد صبا برساند به نگاه آدمهای گذشته ام
تا برساند به زمزمه های آدم هایی که از خواندنش شرمگین خواهند شد
روزی داستان زندگیم را خواهم نوشت
از راز های مگوی سالهای غریبیم , از ناگفته های زمان سکوتم
می نویسم از قضاوت های اشتباه , از آدمهای هزار رنگ زندگیم
روزی که زیاد دیر نیست
از آدم هایی خواهم نوشت
که به خاطر دروغ هایشان , بد عذاب کشیدم
کسانی که سختی را به زندگیم بخشیدند
تا خودشان مکارانه در خوشبختی غرق شوند
روزی خواهم نوشت
از آدمهایی که با کردار بد , پندار بد , گفتار بد
خوشبختیم را , عشق وجودم را ربودند
و تو آن زمان به خاطر همه ی قضاوت های اشتباهت
در خود خواهی شکست , فنا خواهی شد
آن زمان دیگر راهی برای بخشش نیست
