عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

زندگیم را باور کن


محبوبم
از کجای قصه برایت بنویسم ؟
از وقتی رفتی ؟
یا نه
از وقتی بازگشتی ؟
تموم این لحظه ها
به رفته ها لعنت می فرستادم
و به نیامدن ها بد و بیراه می گفتم
آدمها چه می فهمیدند
عشق در یک نگاه , ماندگاریش تردید وار است
و
عشق در یک عمر
همان معنای دوست داشتن است
آدمها نمی فهمیدند
چه می گویم
من با عشق زیبای تو زیبا شدم محبوبم
و این دلیل کمی نبود
برای ماندن و بی یار شدن
به لحظه های نبودنت که خوب فکر می کنم
به نظرم
امیدواری آنقدر ها هم بد نیست
از وقتی بازگشتی
هراس نبودنت ؛ نداشتنت
بیمارم کرده
آدم هایی که اسیر حسادت روزگارند
با همان حس بیمارگونه
منتظرند تا دوباره
تو مسیرت را به دیگری بسپاری
چه خوب می شود وقتی
آنها هم تردید از دست دادن را تجربه کنند
آنوقت
مینشینم و یک دل سیر
نگاهشان می کنم
آدم لذت بردن نیستم
تو دیگر خوب می دانی
درست وقتی بد خواهترین هایم اسیر غم می شوند
دست به دامان خدا می شوم
تا رها شوند از غم روزگارشان
حالا در این سوی جهان تو نشسته ام
تا باور کنی
زندگی را با تمام بودن ها و نبودن ها دوست دارم

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  هفدهم آذر ۱۴۰۱ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |