هیچ حسی
محبوبم
به هر طرف ؛ به هر چیزی فکر می کنم
هیچ حسی شبیه عشق تو آرومم نمیکنه
انگار وقتی در کنار خاطرات تو نفس میکشم
از هیچکس انتظاری ندارم و برام همین حال خوش کافیه
تموم دنیا رو رفتم گشتم
بین همه ی رهگذرا دنبال پر کردن جای خالی تو بودم
اما هیچکدام شبیه تو نبودند
پایان هر راهی به نشانه های تو میرسیدم
تو دور بودی از من و حس دوست داشتنت از این عشق مواظبت کرد
تو دور بودی و این عشق لحظه ای نگذاشت فراموشی به رویاهام وارد بشه
بین همه ی آرزو هام
هنوز زیباترینشون تویی
اما افسوس وقتی که مطمئنم هستی و باورت دارم
نمیدونم چرا منُ نادیده میگیری
من متنفرم از اینکه قلب تو رو با کسی شریک باشم
اما لحظه ای فکر تو رو به جان دلم می خرم
هر جای جهانم که هستی فقط با فکر تو خوشترین لحظه ها را دارم
ولی نمیدونم چقدر نبودنتو , نداشتنتو طاقت میارم
بعضی وقتها انقدر حالم بد میشه
که منتظرم کسی از تو برام خبر بیاره
آدمها نگاه پرسشگرم را میبینند و
به حالم افسوس می خورند
گاهی فکر می کنم
همه ی آن آدمها به خاطر خوب شدن حالم
دارند دنبال تو می گردند
این حس عجیبُ با هیچکس , به خاطر هیچکس ندارم
چون برام هیچ حسی شبیه تو نیست
