مهر بانویی جرم نیست
گاهی مهر بانویی آزار دهنده می شود
آن وقتهایی که ناخن هایم را با عشق با لاک مد روزم رنگامیزی می کنم
و اولین نگاه رهگذر با عصبانیت می گوید
مگه تو نماز نمی خونی ؟
شرمنده میشوم نزد خدایی که بنده اش با افکار پوسیده او را می پرستد
و صدایی در درونم فریاد می زند
قوانین مهربانویی در ذهن بیمار تو اشتباهی حک شده
یا آن وقتهایی که آدم ها برای موی مصنوعی آذین شده بر ظاهرم قضاوت نا به جا می کنند
خوبه خجالت نمیکشه موهاشو نا محرم میبینه والله قدیما یه حجب و حیایی بود
مهربانویی اگر قضاوت نا به جای سست مذهبان پوسیده افکار نباشد
زیبا ترین خلقت روزگار است
وقتی تراوت یک مهر بانو تو را آزار می دهد حریمش را بشناس
آدمها با یک عقیده و یک پوشش آفریده نمی شوند
هر جای این سرزمین خواستی به سلایق یک مهربانو نشان سست مذهبی بکوبی
قدری در افکار متلاشی خود جستجو کن و بدان
در دنیا ی مدرن امروز
هر مهر بانویی می داند در وقت عبادت باید قوانینش را رعایت کند
یا بهتر بگویم
گوشزد کردن گناهکار بودن یک مهر بانو خود گناه کبیره ایست برای تو
چرا که تو از امکانات مدرن این روزها بی خبری
مهر بانو باشید و افتخار کنید به این خلقت زیبای خداوند
ولی فراموش نکنید
در همین دنیا ی مدرن می شود با حفظ حریم ها بی خیال از افکار پوسیده نجیب زندگی کرد