تصویر ذهنم را بساز
برای تکرار تصویر ها ی عشق باید گاهی چندین بار از جلوی آئینه ی زندگی رد شد همیشه شاید برای تکرار سخت بشود به لمس لحظه ها رسید اما برای اثبات دوستداشتنهایت سختی هم قابل تحمل می شود
تصویر های خوشت را گاهی چندین بار در ذهن مرور کن چرا که باید همه ی لحظه ها ی عشقت برای محبوبترین محبوب زندگیت تعریف شود اما سعی کن انسانهای تصویرت خشم و نا امیدی را به محبوبت انتقال ندهند
تو فکر می کنی انسانها ی تصویر عاشقانه ات هیچ کاری به ذهن محبوبت نخواهند داشت اما مطمئن باش همین انسانها ی تصویرت گاهی هرگز از ذهن محبوبت خارج نخواهند شد پس سعی کن تا به سرمنزلگاه عشق نرسیده ای حسابت را با انسانهایی که گاهی برای تو فقط تو سنبل عشق بودهاند تسویه کنی چرا که بنا نیست تو با هیچ عشق قبلی پادشاه ذهن محبوبت شوی
ای تنها ترین پادشاه ذهنم به من کمک کن تا بتوانم انسانهای عاشق تصویرهایت را از ذهنم بیرون کنم ای پادشاه ذهنم هر قدر می خواهم به آنان بفهمانم جایی در ذهنم ندارند به راز ها ی ندانسته ام می خندند
ای محبوبترین انسان روزگارم روزی به من بیاموز چگونه آنی باشم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارد چگونه آنی باشم که فراموش کنم دست پریان هزار رنگ در دستانت خودنمایی می کرد چگونه آنی باشم که فراموش کنم نگاها ی پریان هزار رنگ با نگاهت چه می گفتند
به من بیاموز دوروغهایت را از تنها ستاره ی عشقت باور کنم به من بیاموز چگونه تصویر های تو و پریان هزار رنگ را از ذهنم پاک کنم
ای محبوبترین محبوب روزگارم هوای ذهنم به خاطر بوی عطر پریان روزگارت آلوده شده تصویر ذهنم به خاطر تزویر ؛دوروغ و همه ی آن چیز هایی که برتری آنان را نسبت به من برای تو ثابت می کرد غبار گرفته شده به من بیاموز که تو را چگونه پاک و بی آلایش در ذهن بپرورانم؟
ای زلالترین معنا ی دوست داشتن تو را وقتی دوست خواهم داشت که اثری از انسانها ی محبوب روزگارت نباشد و تا آن روز فقط دل به یاد پروردگارم خواهم سپرد باشد تا خداوند پاکی تو را در ذهنم اثبات کند و این است معنای همه ی عشق من به تو