به سوی تو
بین این آدما , بین تموم این نگاها , چرا هیچ آدمی هیچ نگاهی شبیه تو نیست ؟
چرا هیچکس شبیه تو , با بودنش نمیتونه منو ببره به همون خاطرات خوش زندگیم ؟
اون روزایی که تو بودی , من بودم , شادی بینمون بود
وای عشقم ؟
راستی از کی عاشقت شدم ؟
از کی باور کردم دروازه های قلبم بعد از تو به روی هر کسی بستست ؟
خیلی توی خاطراتم قدم می زنم تا شاید اون اتفاقیُ که باعث شد این همه سال ازت دور بشمو پیدا کنم
نیست , نیست باور کن نیست
زندگیم , با عشق تو معنی شد , رنگ گرفت
وگرنه نمیتونستم , این همه صبورُ بی خیال جلوی مشکلاتم بایستم
یادته هر وقت بهت میگفتم , دلم گرفته
می خندیدیُ می گفتی , مگه دل عاشقام میگیره ؟
با عصبانیت بهت می گفتم
از آیندم می ترسم , از نداشتنت می ترسم
بازم این بار بلند تر می خندیدیُ می گفتی
نداشتنه من ؟
لهجتُ عوض می کردی مادر نزائیده کسی منو ازت بگیره
چرخی می زدم دور خودم جیغ می زدم می گفتم
خدایا شکرت , که عشقمُ موندگار کردی
اما حالا همون آیندست که ازش می ترسیدم , همون نداشتنیه که ازش متنفر بودم
عشقم هر جای این دنیا که هستی , خوب یا بد , خوشحال یا غمگین
هیچوقت فراموش نکن تنها ساکن این قلب پریشون , فقط تویی -
با تشکر از گروه هنری صدای مانا
